ღ معارف مهدویت ღ
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

واسطه فيض

نظرسنجی

نظرتون درباره اين وبلاگ
عالي
خوب
متوسط
ضعيف



جستجو

دوستان من

سلام به همه دوستاني كه به ما سر مي زنند از همه شما ممنونم

براي مدتي نيستم در اين ايام فاطميه براي ما هم دعا كنيد خداحافظ


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 توسط

 محبت را که همه دارند!
دکتر محمدصابر جعفری

همه این روایت را شنیدیم که شیعیان ما در شادی ما شادند و در حزن و اندوه ما محزون: ( یَفرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ یَحزَنُونَ لِحُزنِنَا)1 همه هم خوشحالیم که اینگونه ایم اما کمی تأمل! 

وقتی شادی برای شادی و حزن برای حزن آنان است سخن در این است که اهل بیت برای چه شاد و برای چه محزونند؟

غم و اندوه حضرت زهرا(س) یا امام عصر(عج) چیست؟ و ما چقدر برای حزن آنان محزونیم؟

 

عده ای در حزن فاطمه(س) محزونند و در شادی او شادند. اما فقط محزونند و فقط شادند. نه می دانند او برای چه محزون است و نه می فهمند برای چه شاد است. شادند و محزون. این خوب است اما کافی نیست.

کسی که برای حزن فاطمه(س) محزون است اما دغدغه او را ندارد، هرچند از غم فاطمه غمگین است ، اما برای آنچه که فاطمه از آن محزون است، بی خبر است و حزنی ندارد.

کسی که برای غم فاطمه(س) ناراحت است اما دغدغه او را ندارد، گاهی ممکن است رفتار یا عمل و گفتاری هم داشته باشد که با حزن و شادی او هماهنگ نباشد . کار ناشایست او ائمه را به رنج افکند؛ امام زمان(عج) فرمود: ( قَد آذَانَا جُهَلَاءُ الشَّیعَهِ وَ حُمَقَاؤُهُم وَ مَن دِینُهُ جَنَاحُ البَعُوضَهِ أَرجَحُ مِنه)2 «افرادی احمق و نادان از شیعیان که دین برایشان به اندازه بال مگسی ارزش ندارد، خاطرم را آزرده اند!»

مهم این است که دریابی که اهل بیت از چه محزونند و از چه شادند. این، یک معرفت ویژه است و دارای درجات، مانند خود معرفت اهل بیت؛ در روایت آمده که: « شیعیان، آنچه ما نمی پسندیم را نمی پسندند و آنچه ما می پسندیم و خوش می داریم خوش دارند»: ( شِیعَتُنَا جُزءٌ مِنَّا خُلِقُوا مِن فَضلِ طِینَتِنَا یَسُوؤُهُم مَا یَسُوؤُنَا وَ یَسُرُّهُم مَا یَسُرُّنَا)3

فقط حزن و شادی کافی نیست حتی فقط فهم دلیل حزن و شادی کافی نیست. فهم دلیل حزن و شادی خیلی مهم است اما اقدام برای برطرف شدن فهم و افزایش شادی کار دیگری است و البته هر دو کار مهمتر از صرف اندوه و شادی است. در روایت دیگری مطالب بالا آمده، « کسانی که یاری گر مایند، مال و جانشان را در این راه هزینه می کنند». ( یَنصُرُونَنَا وَ یَفرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ یَحزَنُونَ لِحُزنِنَا وَ یَبذُلُونَ أَموَالَهُم وَ أَنفُسَهُم فِینَا أُولَئِکَ مِنَّا وَ إِلَینَا)4. اما گویا کسی به این قسمت روایت کاری ندارد.

محزون بودن برای حزن حضرت زهرا(س) و اهل بیت علیهم السلام بسیار ارزشمند است و فهم دلیل این حزن( به مقدار توان و استطاعت) مسئله دیگر... . حضرت زهرا(س) علت حزن را در پاسخ اُمّ سلمه که پرسیده بود: چگونه شب را به صبح رساندی( کنایه از احوال پرسی) این گونه بیان می کند: ( أَصبَحتُ بَینَ کَمَدٍ وَ کَربٍ فُقِدَ النَّبِیُّ وَ ظُلِمَ الوَصِی)5 شب من با اندوه و غم گذشت، بر فقدان نبی خدا و ظلم بر وصی رسول خدا.

اینجاست که حزن تاریخی شیعه رخ می نماید؛ نظیر دعای افتتاح که می خوانیم: ( اللَّهُمَّ إِنَّا نَشکُو إِلَیکَ فَقد نَبِیَّنَا وَ غیبه امامنا و کَثرَهَ عَدُوَّنَا وَ شِدَّهَ الفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَینَا)6. و فهم دو جایگاه مهم معرفتی خود را نشان می دهد:

اول فهم نبوت، بی بدیلی نبوت، فهم عظمت رسول خدا، بی بدیلی رسول خدا، اشرف مخلوقات بودن او، جایگاه اضطرار بشر رسول خدا و مسیر او، فهم فقدان نبی، درک آزار و اذیت هایی که بر او رسید و... .

و دوم، فهم ظلم بر وصیّ و فهم اینکه دغدغه انسان منتظر این شود که: ( اصبحت بین کمد و کرب...)

و مرحله بعد تلاش برای رفع حزن و کوشش برای آفریدن شادی.

فهم درد ولی خدا و تلاش برای حل آن کاری سخت و سنگین است. این همان است که حضرت علی(ع) فرمود: ( اِنَّ اَمرنا صَعبٌ مُستَصعبٌ لا یحمله اِلّا عَبدٌ مُومِنٌ امتحنَ الله قَلبهُ لِلایمانِ)7؛ «همانا امر ولایت ما سخت و تحمل آن دشوار است که جز مؤمن دین دار که خدا او را آزموده و ایمانش در دل استوار بوده، قدرت پذیرش آن را ندارد». اینجاست که کار شیعه سخت می شود.

این مراحل؛ مرحله همراهی در شادی و حزن، مرحله فهم علت شادی و حزن و مرحله تلاش برای حزن زدایی و فرح افزایی مراحلی است که بالاتر از محبتی است که بسیاری دارای آنند.

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




1. الخصال، ج2، ص 635.

2. الاحتجاج، ج2، ص 474.

3. الامالی( طوسی)، ص 299.

4. الخصال، ج2، ص 635.

5. مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 205.

6. مصباح المتهجد، ج2، ص 581.

7. نهج البلاغه، خطبه 189.

برگرفته از مجله امان


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1392 توسط
یوسف زهرا
محمدرضا فوادیان*

ارتباط متقابل حضرت زهرا سلام الله علیها و امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف

یکی از بزرگترین رمز و رازهای هستی و زیباترین پیوند ارتباط بین سرور خلایق،[1] امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف و سرور زنان[2] حضرت زهرا سلام الله علیها است. این چه سرّی است که بارها، گلواژة زیبا و دلنشین «مهدی» جسم و جان کوثر هستی را طراوت بخشید و گلستان حیاتش با گل نرگس معطر گشت. یوسف زهرا سلام الله علیها نیز جام عمرش لبریز از عشق به مادر است. این ارتباط و پیوند وسیع و وثیق سبب شده که خرمنی در این خصوص خلق شود و در این صفحه، خوشه‌هایی تقدیم می‌شود.

مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف و مژده زهرا سلام الله علیها

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که خودش از بشارت به مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف توسط جبرئیل امین، غرق در سرور و شادی است،[3] پاره تن خود را نیز غرق در شادی ساخته و می‌فرماید: «ابشری یا فاطمة فان المهدی منک؛[4] بشارت باد بر تو که مهدی از نسل توست.»

آری هرگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بخواهد، نازدانه‌اش را تا آخرین درجة شاد سازد، سخن از مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف به میان می‌آورد: «و من ذریتک المهدی یملا الله عزوجل به الارض عدلا، کما ملئت عن قبله جورا»[5] و مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف از فرزندان توست که خداوند متعال توسط او زمین را از عدل پر خواهد کرد، همچنانکه پیش از آن از جور پر شده است.

یاد مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف تسلی زهرا سلام الله علیها

آخرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم الهی بارها برای خشنودی و تسلی پارة تن و جانش، در حساس‌ترین و بحرانی‌ترین، زمان‌ها، یاد مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف را تقدیم می‌فرمود.

وقتی بغض، گلوی زهرا سلام الله علیها را می‌فشرد و اشک، گونه‌هایش را می‌شست، یکی از کارهای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای خوشحالی و تسکین زهرا سلام الله علیها این جمله بود: «والّذی نفسی بیده و منّا مهدی هذه الامّه الّذی یملأ الارض قسطاً و عدلا، کما ملئت ظلماً و جوراً؛ سوگند به آنکه جانم در دست اوست! مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف این امت از ما خاندان است که خداوند به وسیلة او زمین را از عدل و داد پر می‌کند، همانگونه که از ستم و جور پر شده باشد».[6]

در روایت دیگری می‌فرماید: «مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف این امت از ما خاندان است، آنگاه که دنیا را هرج و مرج فرا گیرد و آشوب‌ها آشکار گردد، راه‌ها بسته شده، برخی، بعضی دیگر را غارت کنند، بزرگان به کوچکان رحم نکرده و کوچکان احترام بزرگان را رعایت نکنند، در آن هنگام خداوند متعال نهمین هدایت‌گر از نسل حسین عجل الله تعالی فرج الشریف را بر می‌انگیزاند، او دژها و قلعه‌های گمراهی و دل‌های بسته شده را فتح می‌کند، او برای زنده ساختن دین در آخرالزمان قیام می‌کند. همچنان که من در اول زمان قیام کردم و زمین را از عدل و داد پر می‌کند همچنان که از جور و ستم پر شده باشد».[7]

آری! اشرف مخلوقات، یگانه دخترش، سرور زنان عالم را با یاد مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف و مژدة ظهور دل‌داری می‌دهد. زیرا نام و یاد «مهدی» از ابتدای هستی برای معصومان شناخته شده است و حتی حضرت زهرا سلام الله علیها به هنگام نام بردن فرزندان معصومش برای سهل بن سعد انصاری به هنگام رسیدن به نام او در وصفش می‌فرماید: «او کسی است که خداوند شرق و غرب زمین را به دست او می‌گشاید».[8]

مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف زینت لوح فاطمه سلام الله علیها

در تولد امام حسین علیه السلام  برای خشنودی و چشم‌روشنی مادر هستی، جبرئیل امین، هدیة آسمانی به عنوان حدیث لوح تقدیم نمود که درخشش تعابیر و تعاریف و توصیفات امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف در این لوح جایگاه ویژه‌ای دارد. به عبارت دیگر نام و یاد یوسف زهرا، جلوه‌ای ویژه در این عطیه مقدس و منور دارد، امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف در این لوح منور با عنوان «رحمت بر عالمیان» «و کسی که کمال موسی و بهای عیسی و صبر ایوب دارد» ذکر گردیده است که جلال و جمال خاصی به این هدیه داده است».[9]

زهرا سلام الله علیها خواهان نرجس

حضور سبز طاهرة مقدسه، زهرای مرضیه به همراهی حضرت مریم و هزار فرشتة بهشتی، برای افتخار بخشیدن به نرجس، جلوه‌ای از این راز و رمز است که سخنان حضرت مریم به نرجس خاتون در عالم خواب، ذره‌‌ای از این پرتو است. حضرت مریم به دخترش فرمود : «زهرا سرور بانوان جهان و مادر همسر توست» لذا نرجس دامن زهرا را گرفته و اسلام آورد و بانوی عالم، عروسش را در آغوش گرفت.[10]

زهرا سلام الله علیها چشم انتظار دولت مهدی

تمام ظلم‌هایی که بر جهان هستی روا داشته شده پیامد ظلمی است که به حضرت زهرا سلام الله علیها شده و با نقشة شوم سقیفه، مدار خلافت را از خانة او به جای دیگری انتقال دادند، بنابراین مظلومان عالم به خصوص بزرگترین مظلومة عالم‌چشم انتظار دولت عدل فرزندش است که ظلمِ سنگین تاریخ پاسخ داده شود و ظهور رحمت واسعة الهی عزیزش، نعمتی برای ظالمان باشد.[11] 

زهرا سلام الله علیها الگوی مهدی

برجسته‌ترین و گویا‌ترین این پیوند و ارتباط در کلام امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف شکوفا شده است. یوسف زهرا سلام الله علیها می‌فرماید: «فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه»[12] و دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای من الگوی نیکویی است.

امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف مانند مادرش زهرا سلام الله علیها با ایثار و تلاش و نپذیرفتن بیعت طاغوت‌ها خط مستقیم ولایت را معرفی و خط کفر و نفاق و بدعت را رسوا می‌سازد و در حقیقت دولتی که زهرا سلام الله علیها تشکیل داد صاحب آن مهدی است؛ بنابراین یکی از القاب مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرج الشریف «صاحب الدوله الزهرا است».[13]

اما آنچه از فرمایش امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف درس می‌گیریم این است که فاطمه سلام الله علیها برترین الگو و سرمشق برای منتظران است؛ زیرا وقتی فاطمه سلام الله علیها، الگوی مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف است، ما هم باید به امامِ خود اقتدا کنیم و دختر پیامبر را الگو خود قرار دهیم.

در پایان لازم است جلوه‌ای از توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف که هر دو سفره‌دار عالم هستند بیان شود: علامه مجلسی روایت می‌کند، اگر حاجتی داشتی و سینه‌ات برای او تنگ شده، دو رکعت نماز بخوان؛ بعد از سلام نماز، سه مرتبه تکبیر بگو و تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را بخوان؛ سپس به سجده برو و صد مرتبه بگو: «یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی»؛ پس گونة راست را بر زمین بگزار و همین را صد مرتبه بگو؛ و بعد از آن گونة چپ را بر زمین بگذار و همین را صد مرتبه بگو، و سپس به سجده برو و همین را صد و ده مرتبه بگو، و حاجت خود را یاد کن؛ به درستی که خداوند برآورده می‌کند، ان‌شاء‌الله‌تعالی.[14]

امام جواد علیه السلام هر روز، هنگام زوال به مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رفته و پس از سلام و صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به سراغ خانه مادرش زهرا سلام الله علیها که در همان نزدیکی قبر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است می‌رفت و کفش‌هایش را در آورده و با نهایت ادب و خضوع، داخل خانه شده و در آنجا نماز و دعا می‌خواند و دقایق طولانی به عبادت مشغول می‌شد و هرگز دیده نشد به زیارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برود و سراغ مادرش را نگیرد.[15]

همچنین نقل است که آن حضرت در چهار سالگی به شدت در غم و اندوه غوطه‌ور شده بود، پدر بزرگوارش از سبب آن می‌پرسد. حضرت جوادعلیه السلام  از مصیبت‌های مادرش زهرا سلام الله علیها و انتقام عصر ظهور یاد می‌کند.[16]n

سوتیتر

امام مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف مانند مادرش زهرا سلام الله علیها با ایثار و تلاش و نپذیرفتن بیعت طاغوت‌ها خط مستقیم ولایت را معرفی و خط کفر و نفاق و بدعت را رسوا می‌سازد و در حقیقت دولتی که زهرا سلام الله علیها تشکیل داد صاحب آن مهدی است؛ بنابراین یکی از القاب مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرج الشریف «صاحب الدوله الزهرا است».

 



*. معاون پژوهش بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف

[1] . «لو قد قام سید الخلق»، فروع کافی، ص 207، ح 346.

[2] . ر.ک فصلنامه انتظار، ش 7، ص 83 و ش 12، ص 414.

[3] . بحارالانوار، ج ،51 ص 77.

[4] . کنزالعمال، ج 2، ص 105.

[5] . بحارالانوار، ج 40، ص 66.

[6] . بحارالانوار، ج 28،ص 52.

[7] . بحارالانوار، ج 36، ص 307.

[8] . بحارالانوار، ج36 ، ص 352.

[9] . کمال الدین، ج 2، ص 290؛ بحارالانوار، ج 26 ص 159.

[10] . کمال الدین، ج 2، ص 384؛ بحارالانوار، ج 51 ص 61.

[11] . بحارالانوار، ج 22،ص 368.

[12] . بحارالانوار، ج53 ، ص 180.

[13] . نجم الثاقب، ص 80.

[14] . بحارالانوار، ج 102، ص254 ، ح 13.

[15] . همان.

[16] . چشمه در بستر، ص 505.



[مجله شماره 41 : فروردین و اردیبهشت 92 - مقاله]

سايت مجله امان  - مجله عمومي - ويژه امام زمان عليه السلام


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 توسط
آه از اندوه ریحانة رسول!

کوچه‏ ها، سر در گریبان سکوت داشتند و خانه ‏ها معذور مانده بودند از نشنیدن و ندیدن خستگی‏های خانه خورشید...

آفتاب که ناموس پروردگار بود و از سلالة «لولاک»، آفتاب، که سایة مهری بود بر تمام زمین، با دامانی از عصمت، از کوچه‏ ها رد می‏شد و بهاران از جای پای او می‏رویید و چشم‏های رحمت خدا، به یُمن ستاره‏باران دامان او، با خلق زمانه مهربان‏تر می‏شد. خورشید، دست دعای شبانه ‏روز بود و سجاده بی‏نهایتی که از هر سو به عرش راه داشت.

اما... همیشه چشم‏های تاریک و بی‏ فانوس، تاب تماشای روشنی را ندارند...

آه از اندوه ریحانة رسول!

فاطمه سلام الله علیها، صبر لایزال نبوی بود که در هیئت عفتی سر به فلک کشیده، چادر به سر می‏کشید و در کوچه‏ های مدینه، در تمام رهگذرهای هستی، حضور خدا را به کائنات، یادآور می‏شد.

افسوس از سورة کوثر که در آن خانة گِلین، همسایة اهالی غفلت و سنگدلی شد! آه از زمزمه‏ های شرحه شرحة بتول که در نیمه‏ شبِ سجاده و تسبیح، ارکان عرش را به لرزه می‏افکند! آه از ریحانة رسول خدا  صلی الله علیه و آله و سلم که در مشام حسادتِ زمین، به هدر می‏رفت و چشمانِ حقیقت‏ ستیز زمانه، رخساره طهارتش را طاقت نداشت.

رازت، روزی برملا خواهد شد

بانو! در شگفتم که پس از تو، دنیا چگونه از شرم، با خاک یکسان نشد؟

اما پس از «عشق»، پس از آن حماسة پهلو به پهلو در خون تپیده، «محبوبة حق» را یازده آفتاب، وارث شدند و خدا هرگز ایمان را بی ‏سرنوشت رها نکرد.

اما تو، از پسِ آن خزانِ توفانی، ناپیدا ماندی و ردّ پای مزارت را حتی هیچ چشم داغداری ملاقات نکرد.

رازِ سر به مُهر تو را روزی از همین روزهای نزدیک، موعود واپسین، برملا خواهد کرد...

این روزها، بغض‏های سیاه‏پوش، داغ تو را بر کدامین سنگ مزار، خون ببارند؟n


سودابه مهيجي
[مجله شماره 41 : فروردین و اردیبهشت 92 - مقاله]

سايت مجله امان  - مجله عمومي - ويژه امام زمان عليه السلام

 


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیست و دوم اسفند 1392 توسط

عصر غیبت، عصر امتحان و وظیفه ما

حضرت آیت‌الله لطف الله صافي گلپايگاني

فرق ايمان به غيب در عصر غيبت با اعصار ديگر اين است كه مؤمنين تخليص[خالص] و تمحيص[آزمودن] مي‌شوند؛ امتحانات شديد برايشان پیش مي‌آيد كه بسياري در اين امتحانات ساقط مي‌شوند. زن‌ها، مردها، جوان‌ها و حكّام و مسئولين حتي علماء همه امتحانات خاص دارند. از جهت ظهور بدعت‌ها، از جهت اصرار بر ملاهي[به آلات لهو و لعب پرداختن] و مناهي[گناهان] و ترويج منكرات و ترك امر به معروف، و نفي سنت‌ها مسائلي پيش مي‌آيد كه فتنه و فساد و اعراض از حقّ، ظاهر و بلكه مورد افتخار و اعطاء جوایز مي‌شود. در اين شرایط دشوار و مسئوليت‌هاي سنگين، افراد شجاع و دلسوز و با ايمان بايد به ياري اسلام بشتابند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند. برنامه‌ها و روش‌هاي غير اسلامي را محكوم و به مردم معرفي نمايند، و بر حفظ هويت اسلامي پافشاري كنند و فداكاري نمايند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 توسط

امام زمان ( عج ) ناظر اعمال ما

حضرت آيت الله عبدالله جوادي آملي

امام زمان(عج) همه اعمال را می‌بیند و هفته‌ای دو بار هم همه اعمال را به حضورش گزارش می‌دهند این دو آیه‌ای كه در سوره مباركه توبه است كه «سَیَرَی اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ» و «قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ»یعنی او می‌بیند. این برای ما خیلی اثر دارد. ما برای اینكه مواظب حرف‌هایمان باشیم لازم است متوجه این امر باشیم؛ مثلاً الآن به ما گفتند وجود مبارك امام باقر(ع) یا امام صادق(ع) آمده بروید حضورش، ما چطور می‌رویم؟ همین طور می‌رویم یا خودمان را جمع و جور می‌كنیم؟ ما باید باور كنیم كه حضرت می‌بیند. حالا هفته‌ای دو بار گزارش‌های عمومی دارد. هیچ كاری نیست مگر اینكه او می‌بیند. جریان عرض اعمال یك امر جدّی است و ما را كه به این معتقدیم واقعاً می‌لرزاند. خجالتی حیایی شرمی باید باشد! در كنار سفره او نشستيم كه در دعاي عديله دارد «بِيُمنِه رزق الوري» آن وقت در حضور او هم داريم هر حرفي را مي‌زنيم!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 توسط

مهم‌تر از دعا برای فرج

حضرت آیت‌الله محمد تقي بهجت

مهم‌تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی، دعا برای بقای ایمان، ثبات قدم در عقیده و انکار نکردن حضرت تا ظهور او است. تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان(عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد و قوّت رابطه ما با ولیّ امر(عج) هم در اصلاح نفس است.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم اسفند 1392 توسط

 

توسل به حضرت مهدی

مقام معظم رهبري ( دامت بركاته )

توسلاتى كه در زيارات مختلف وجود دارد و بعضى از آنها هم سندهای معتبری دارد، بسيار باارزش است. توسل، توجه و انسِ با آن بزرگوار از دور است. اين انس به معناى اين نيست كه كسى ادعا كند من خدمت حضرت مي‌رسم يا صداى ايشان را مي‌شنوم؛ ابداً این‌طور نيست. غالب آنچه در اين زمينه گفته مي‌شود، ادعاهایی است كه يا دروغ است، يا تصور و تخيل آنها آدم‌هاى دروغگویى نبودند، اما خيال مي‌كردند، تصور مي‌كردند و تخيلات خودشان را به عنوان واقعيت براى اين و آن نقل مي‌كردند! نبايستى تسليم اين‌ها شد. راه درست و منطقى آن توسل از دور است؛ توسلى كه امام آن را از ما مي‌شنود و ان‌شاءاللَّه مي‌پذيرد؛ ولو اينكه ما با مخاطب خودمان از دور داريم حرف ميزنيم؛ اشكالى ندارد. خداى متعال سلامِ سلام‌دهندگان و پيامِ پيام‌دهندگان را به آن بزرگوار مي‌رساند. اين توسلات و اين انس معنوى بسيار خوب و لازم است.

مجله امان

 


نوشته شده در تاريخ جمعه شانزدهم اسفند 1392 توسط
شعر میلاد حضرت زینب (س)
مصطفی صابر خراسانی


 

تو بــــرا ی خلـــقت حــوا بــه دنـــــیا امدی

پس تو پیــش از حــــضرت دنیــــا به دنیا امدی

اشک با تو از دل زهـــــرا تولد یافته است

مــــادرت دریــــــا خودت دریــــــا به دنیا امدی

 جای زمــــــزم عشق از زیــر قدمهایت شـکفت

بانــــوی بانی بــــــاران تـــــــا به دنـــیا امـدی

بعــــد تو ضــــرب المــــثل شد دختـران بابائی اند

زین ســـبب تو زیــــــنت بــــابـــا به دنیا امدی

تو در اغــــوش حسینت خــنده ات گل می کند

پس به خــــاطر خـــواهی ارباب دنــــــیا امدی

گریـــــه کـــــمتر کن ســــلام زینب قلب صبور

تو بـــــرای روز عــــــــاشورا به دنـــــیا امـــدی

دارد از امـــــروز کـــــــار خانه یــــادت می دهد

مادر خــــانه پس از زهــــرا به دنـیا امدی

مصطفی صابر خراسانی


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه پانزدهم اسفند 1392 توسط
 امام و اعطاي زندگي حقيقي
حجت الاسلام و المسلمين قرآئتي

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (انعام، 24)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هرگاه خدا و رسول شما را به چيزى كه حيات‏بخش شماست دعوت مى‏كنند، بپذيريد و بدانيد خداوند، ميان انسان و دل او حايل مى‏شود و به سوى او محشور مى‏شويد.

 

نكته‏ ها:

1. حيات، اقسام مختلفى دارد:

حيات گياهى. «أَنَّ اللَّهَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»[1] خداوند زمين را زنده مى ‏كند.

حيات حيوانى. «لَمُحْيِ الْمَوْتى‏»[2] خداوند مردگان را زنده مى‏ كند.

حيات فكرى. «مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ»[3] آن كه مرده بود و زنده ‏اش كرديم.

حيات ابدى. «قَدَّمْتُ لِحَياتِي»[4] كاش براى زندگيم چيزى از پيش فرستاده بودم.

    2. مقصود از حياتى كه با دعوت انبيا فراهم مى ‏آيد، حيات حيوانى نيست، چون بدون دعوت انبيا نيز اين نوع حيات وجود دارد، بلكه مقصود حيات فكرى، عقلى ومعنوى، اخلاقى و اجتماعى و بالاخره حيات و زندگى در تمام زمينه‏ها مى ‏باشد. البتّه ممكن است مراد از دعوت به حيات در اينجا (به دليل آن كه آيه در كنار آيات جنگ بدر آمده است)، دعوت به جهاد باشد.

   3. حيات انسان، در ايمان و عمل صالح است و خداوند و انبيا هم مردم را به همان دعوت كرده‏ اند. «دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ». اطاعت از فرامين آنان رمز رسيدن به زندگى پاك و طيّب است، چنانكه در جاى ديگر مى ‏خوانيم: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً»[5] و طبق روايات شيعه وسنّى، يكى از مصاديق حيات طيّبه، پذيرش‏ نداى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در مسأله ‏ى ولايت علىّ‏بن أبى ‏طالب عليهما السلام و اهل‏بيت اوست.

    4. همانطور كه حيات هر زنده ‏اي وابسته به آب است‏ مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍ‏[6].حيات معنوي هر انسان از رهبران آسماني است: دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ‏.[7]

    5.  در حديثي از امام صادق (ع) مي‌خوانيم كه در تبيين اين آيه فرمود: يُحْيِيهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّةِ الضَّلَالِ؛[8] يعني مراد از حيات زمين بعد از مرگ آن، حيات زمين است با قيام حضرت قائم (عج) به عدالت پس از ظهورش، بعد از مرگ آن به واسطه‏ جور و ظلم رهبران گمراه.

6. دعوت خدا و رسول، داراى حقيقت و هويّتى واحد دارد. «دَعاكُمْ» و نفرمود: «دعواكم»

7. حركت در مسير خدا و انبيا، حيات واقعى است و كناره گيرى از آن، مرگ انسانيّت است. «دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ»

8. شرط ايمان واقعي اجابت كردن دعوت خدا و  رسول است: «اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ»

9. همه‏ ما خواسته يا ناخواسته در قيامت محشور خواهيم شد، پس به رسولان الهى پاسخ مثبت دهيم. اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ ... إِلَيْهِ تُحْشَرُون‏



[1] . حديد، 17.

[2] . فصّلت، 39.

[3] . انعام، 122.

[4] . فجر، 24.

[5] . نحل، 97.

[6] - انبياء/ 30

[7] - انفال/ 24.

[8] - الغيبة نعماني، ص 25.



[مجله شماره 45 : آذر و دی 92 - مقالات]

سايت مجله امان  - مجله عمومي - ويژه امام زمان عليه السلام


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه پانزدهم اسفند 1392 توسط

شعر زيبايي از وبلاگ چادرخاكي

امروز برای شهدا وقت نداریم

ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم

در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است

بهر سفر کرببلا وقت نداریم

تقویم گرفتاری ما پر شده از زر

ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم


نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 توسط

مطلب زيبايي از يك همسنگر با وبلاگ شهداي آينده

می گویند بسیاری از شهدا عاشق این بودند که شبیه مادرشان شوند و بر پشت لباسهایشان می نگاشتند: میروم تا انتقام مادرم زهرا بگیرم. کاش درکی داشتیم از آنها. نه آنها را فهمیدیم نه مادر را. راست می گویند که : « مادر 2 بخش دارد ؛ هر چه ما می کشیم از بخش دوم است و هر چه او می کشد از بخش اول.» مادر ما را ببخش


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم اسفند 1392 توسط

اينجا مادر  فرزند گمنام را پيدا كرد ... روزي مي آيد كه فرزند قبر مخفي مادر را پيدا خواهد كرد ... اللهم عجل لوليك الفرج


نوشته شده در تاريخ شنبه دهم اسفند 1392 توسط

اين كليپ سال 1384 گرفته شده ...

آقا گمنام ۶۱ دارید؟

۱۸ساله

کجا؟

سومار.

نه حاج خانوم سومار نداریم.

مادر از کی داری می گردی؟

۲۳ ساله

ببین بچَم چقدر خوشگله.اومدم دوستاشو بدرقه کنم.شایدبچه ی منم تو اینا باشه.....

http://s2.picofile.com/file/7145618167/clip_madar_shhid.3gp.html

این کلیپ بدجور حال آدمو عوض میکنه... حالا 31 سال گذشته ...

یاد همه شهدایی که بی ریا رفتند و دیگه برنگشتند بخیر.


نوشته شده در تاريخ شنبه دهم اسفند 1392 توسط
شناسه خبر: 67395 منتشر شده در مورخ: 1392/12/10 ساعت: 09:37 گروه: استانها
شناسایی یکی از شهدای گمنام دانشگاه خلیج فارس بوشهر

مادر « شهید بهروز صبوری » به آرزویش رسید

یکی از شهدای گمنام دانشگاه خلیج فارس پسر همان پیرزنی است که با در دست داشتن عکس پسر شهیدش در مراسم تشیع شهدای گمنام تاثیر بسیار زیادی بر روی مخاطبین گذاشت.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از دانشجو نیوز ،  هویت شهید «بهروز صبوری» شهید مفقود الاثر دوران دفاع مقدس بعد از 31 سال‌ شناسایی شد.

 

گفته می شود: پس از نمونه‌گیری از خون مادر شهید و تطابق با نمونه  DNA گرفته شده از شهدای گمنام ، معلوم شده است که تمامی اطلاعات مربوط به پیکر شهید صبوری است که در سال 1389 در دانشگاه خلیج فارس بوشهر به عنوان شهید گمنام به خاک سپرده شده است.

شهید بهروز صبوری 18 ساله در عملیات مسلم بن عقیل در منطقه سومار به شهادت رسیده است.

حال پس از شناسایی پیکر این شهید بزرگوار، روی یکی از قبور شهدای گمنام دانشگاه خلیج فارس به جای شهید گمنام نوشته خواهد شد:« شهید بهروز صبوری»


نوشته شده در تاريخ شنبه دهم اسفند 1392 توسط
 دوست دارم گمنام باشم!
سيد علي حسيني

جلوه‌هايي از محبت شهدا به حضرت زهرا سلام الله علیها

 

سلام بر شهیدان؛ آنان که به عشق مادر شهیدان، حضرت زهرا سلام الله علیها، با شجاعتی حیدرگونه می‌جنگیدند و در لحظه‌های خون و آتش به یاد آن یاس پرپر، شوق شهادت در دل آنان شعله‌ور می‌شد. آسمانیانی که راه و رسم یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف  و نایب بر حقش را از سیرة عملی حضرت زهرا سلام الله علیها، که شهیدة راه ولایت بود، آموختند و در اين راه از هیچ تلاشی دریغ نکردند. كساني كه زندگي‌شان سرشار از جلوه‌های محبت و عشق  به حضرت زهرا سلام الله علیها بود كه به برخي از اين جلوه‌ها اشاره می‌شود.


قبر مخفی

بسیاری از شهدا، که محبت حضرت زهرا سلام الله علیها در وجودشان شعله‌ور شده بود، آرزو داشتند بعد از شهادتشان گمنام باشند و محل دفنشان، مانند آن قبر بی‌نشان، مخفی بماند. بسیاری از شهدا به اين آرزو رسیدند؛ هر چند جسم پاكشان بي‌نشان ماند ولي ياد و نام‌شان براي تمام عاشقان به ياد ماندني شد. از پدر شهيد عباس سلطانی نقل شده است: «وقتی عباس برای آخرین بار به مرخصی آمد حال و هوای دیگری داشت و با چشمانی اشک‌بار گفت: دوست دارم گمنام باشم. دلم می‌خواهد قبرم مثل حضرت زهرا مخفی باشد.» و سرانجام به آرزوش رسيد و روح پاكش آسماني شد.

مجله امان


نوشته شده در تاريخ جمعه نهم اسفند 1392 توسط

به گريه هاي بدون صدا دلم تنگ است

قسم به ندبۀ «آقا بيا» دلم تنگ است

ستاره مي‌چکد از خلوت شبانۀ من

به وسعت همۀ گريه ها دلم تنگ است

شکسته بال و پرم در هواي دلتنگي

قفس نشين شده ام بي تو تا دلم تنگ است

تو نيستي متعلق فقط به خوبان که

شبي به خلوت من هم بيا دلم تنگ است

به حلقه هاي ضريح مجعد زلفت

گره زدم دل سرگشته را دلم تنگ است

چه مي شود که شبي ميهمانتان باشم

براي خيمۀ سبز شما دلم تنگ است

شبيه عطر بهشت است عطر سردابت

براي خانة تان، سامرا دلم تنگ است

قسم به پرچم مشکي روضۀ ارباب

براي ديدن کرب و بلا دلم تنگ است

يوسف رحيمي

مجله امان



نوشته شده در تاريخ پنج شنبه هشتم اسفند 1392 توسط
 بهترين لباس در آخرالزمان
فاطمه لاغري

 

اگر انسان به دقت در خويش بنگرد مي‌فهمد كه در باطنش معايب و نواقصى است كه آشكار شدنش چه بسا باعث رسوايى او است. اين معايب، همان صفت‌هاي زشت نفساني است كه اهميتش به مراتب بيشتر از عيب‌هاي ظاهرى و پوشاندنش واجب‏تر از آنها است.

همان طور كه براى پوشاندن معايب ظاهرى، لباسى مورد نياز است، براى پوشاندن عيب‌هاي درونى نيز بايد لباسى داشت و آن، همان لباس تقوا است كه خداوند به آن امر نموده و فرموده:«يا بَني‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمْ لِباساً يُواري سَوْآتِكُمْ وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَيْرٌ ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ؛ اى فرزندان آدم، براى شما جامه‏اى فرستاديم تا شرمگاهتان را بپوشد و نيز جامه زينت و جامه پرهيزگارى از هر جامه‏اى بهتر است. و اين يكى از آيات خداست، باشد كه پند گيرند».[1]

تقوا عبارت است از يک نيروي معنوي و روحي که بر اثر ممارست و تمرين پديد آمده و به نوبه خود آثار، لوازم و نتايجي دارد که از آن جمله پرهيز از گناه را آسان مي نمايد؛[2]اما بايد دانست كه تقوا، صرفاً يک نيروي بازدارنده از گناه نيست بلکه سبب پيشرفت و حرکت رو به جلو در آدمي مي‌شود و به عبارت ديگر انسان را به يک شخص فعّال-و نه منفعل- تبديل مي سازد.

 نکته‌اي که بايد مدّ نظر باشد آن است که گرچه رعايت تقوا و بهره مندي از اين عنصر، در زمان ساير ائمه اطهار(ع) مطرح بوده است امّا آنچه که اهميّت اين مسأله را در عصر غيبت دو چندان مي‌کند، شرايط حساس و آسيب‌هاي فراواني است که در اين برهه از ناحيه شيطان و سپاه او، ما را تهديد مي‌کند؛ به عنوان نمونه امام صادق (ع) از پدران بزرگوارشان از رسول خدا روايت مي‌كند كه فرمود: «مهدى (عج) از فرزندان من، اسم او اسم من و كنيه او كنيه من و از نظر خلقت و اخلاق، شبيه‏ترين مردم به من است؛ براى او غيبت و حيرتى است تا جايي كه مردم از دينشان گمراه و منحرف مي‌شوند»[3]. به همين خاطر در عصر غيبت، سفارش بيشتري نسبت به رعايت تقوا شده است.

حال  سؤال اين است که يک منتظر چگونه مي‌تواند در مسير انتظار امام عصر(ع) در عصر غيبت از تقوا بهره گيرد. براي پاسخ به اين پرسش خوب است كه به نخستين آيات از سوره بقره، كه توصيفي از متّقين است توجه كنيم كه آمده است: «الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ»[4] و البته مصداق هاي غيبي که اهل تقوا بدان ايمان دارند در کلام معصومين(ع) اين گونه بر شمرده شده است: بعث و نشور، قيام القائم و رجعت[5] و در روايتي ديگر از غيب به حجت غائب(عج) تعبير گرديده است.[6]

با توجه به صفات متقين در اين آيه و رواياتي که در اين باره صادر گرديده است، انسان‌هاي باتقوا کساني هستند که هم از نظر بينش و ايمان نسبت به مسأله ظهور امام، داراي درک روشن و صحيحي هستند و هم در مقام عمل، در پي زمينه‌سازي براي بر پايي آن امر عظيم مي‌باشند، لذا با چنين اوصافي از متقين، مي‌توان اين گونه بيان داشت که اين افراد هنگام مواجهه با فتنه‌ها و آزمايش‌ها، نه تنها از موضع ضعف و لغزش و سست شدن رفتار نمي‌کنند بلکه آن قدر محکم مي‌باشند که حركتي رو به جلو دارند.

حاصل آنكه منتظران حضرت (عج) با بهره‌گيري از چنين الگوهاي قرآني که به چنين مشخصه‌ها و صفاتي آراسته‌اند و هم چنين تدبّر و تعقل در سيماي آنان، مي‌توانند زندگي منتظرانه خود را با سبکي قرآني، تنظيم نمايند.



. سوره اعراف/26[1] 

. سيري در نهج البلاغه، استاد مرتضي مطهري، ص.203[2] 

[3]. کمال الدين و تمام النعمه، ج1، ص536.

. سوره بقره/ 3-4. [4] 

[5] . بحار الأنوار، ج‏24 ،ص352.

. كمال الدين و تمام النعمه، ج‏1 ، ص 18.[6]



[مجله شماره 45 : آذر و دی 92 - مقالات]


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه هشتم اسفند 1392 توسط
 شهدا، الگوي سبک زندگي مهدوي
مهدي اعتمادي

 

چند وقتي است که بازار گفتگو در مورد «سبک زندگي» بالا گرفته و تنور سخن در اين زمينه داغ است. اين که ما چه شيوه‌اي را در زندگي خود به کار ببنديم تا مسير زندگي‌مان را به خوبي سپري کنيم. در پيچ و خم زندگي، چه طور عمل کنيم تا به سلامتي به کوچه باغ‌هاي سرسبز برسيم. چه رنگي به وجودمان بزنيم تا گرد و غبار زندگي آن را تيره و تار نکند. چه آبي در کوزه دلمان بريزيم تا کام تشنه خود و ديگر رهگذران را سيراب کنيم. چه عطري به سر تا پاي دلمان بزنيم تا گل زيباي وجودمان همواره معطر و سر سبز باشد و شامه هر ره‌گذري را بنوازد. چه افقي براي آينده خود، ترسيم کنيم که  سراب‌گونه نباشد و آن قدر مطمئن باشيم که دست ديگران را هم بتوانيم بگيريم و با خود به مقصد برسانيم.

در هياهوي زندگي امروزي، خيلي‌ها مانند کلافي سر در گم، گم شده‌اند و خيلي‌ها مقصد را فراموش کرده‌اند. در درياي زندگي بسياري از افراد، آن قدر امواج  گل‌آلود و وحشتناک هست که تماشاي آن چيزي جز اضطراب و پريشاني نصيب اطرافيانشان نمي‌کند. برخي هم آسمان دلشان، آن‌چنان آبي و وسيع هست که وقار و آرامش را به ديگران هديه مي‌دهند؛ حتي با ستاره‌هاي زيباي اخلاق نيکوي‌شان،  شب‌هاي تاريک بدي‌هاي ديگران را زيبا مي‌کنند و جز زيبايي از خود اثري بر جاي نمي‌گذارند.

 بهترين سبک زندگي که گم شده خيلي از ماهاست و جاي خالي آن در تار و پود زندگي ما به روشني پيداست، راه و روشي است که بزرگان ديني ما، با بيانات مختلفي آن را مطرح کرده‌اند و بسياري از افراد، آن را در زندگي خود به كار بسته‌اند و آن را نهادينه کرده‌اند و برخي نيز، با ريختن خون خود به پاي اين راه و روش، رنگ و بوي زيباتري به آن بخشيده‌اند.

بي‌شک کساني که مي‌خواهند در زمان غيبت امام عصر (عج) بهترين سبک زندگي را به دست بياورند و به آن عمل نمايند، بايد با شاخصه‌هاي سبک زندگي مهدوي آشنا شوند. يکي از مهم‌ترين شاخصه‌ها در اين زمينه «راضي نبودن از وضع موجود و کنده شدن از آن وضعيت» است. معناي روان اين شاخصه عبارت است از «مبارز بودن» و اين همان نکته‌اي است که شهداي گران‌قدر ما همواره به آن توجه ويژه‌اي داشتند و انتظار را عملاً براي تمام کساني که چشم به راه امام زمان (عج) هستند، تفسير کردند. شهدايي که در زماني نزديک به زمان ما و در شرايطي مشابه با شرايط زندگي ما، به بهترين سبک، زندگي مي‌کرده‌اند. شهدايي که گويي مسافراني از ملکوت بودند و در بين ما آمده بودند تا درس انتظار را به ما بياموزند و ما را همانند خود از ياران آخر الزماني  امام عصر (عج) نمايند.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم اسفند 1392 توسط

در کوچه‌های فاصله تنها نشسته‌ام

دور از شعاع گرم رخت، سرد و خسته‌ام

چشمم به جاده تا تو بیایی غروب شد

اما هنوز پنجره‌ها را نبسته‌ام

حس می‌کنم که بی تو، ترک می‌خورد دلم

حس می‌کنم که بی تو، غروری شکسته‌ام

هر شب نگین سبز قنوتم خیال توست

از هر چه غیر قبله چشمت گسسته‌ام

تا در نگاه مضطربت آه نشکفد

آرام بغض حنجره‌ام را شکسته‌ام

باشد! دوباره حرف، تو اما نگاه کن

اینجا در این کویر، چه تنها نشسته‌ام

مهدي ديلمي

مجله امان


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم اسفند 1392 توسط
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}