ღ معارف مهدویت ღ
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

صفحات وبلاگ

واسطه فيض

نظرسنجی

نظرتون درباره اين وبلاگ
عالي
خوب
متوسط
ضعيف



جستجو

دوستان من

مطلب زيبايي از وبلاگ دوست گرامي با نام يا لثارات الحسين عليه السلام

او همیشه با کاروان حسین بود  از مدینه تا کربلا،  بعد کربلا هم نشست و برخاستش با اسرا  بود و در راه کربلا برای زیارت اربعین حضرت زینب (س ) را همراهی می کرد. خلاصه این چند سال اخیر تو عالم خودش حال و هوایی داشت . از قضا آنسال شب اربعین با شب یلدا مصادف شده بود. پیامک هایی که دریافت می نمود اکثرا تبریک  شب یلدا بود و از این بی معرفتی ها ناراحت بود با خود زمزمه می نمود: ازنشانه های سیاهی دل همین بس که سیاهی یلدا را بیشتر از سیاهی اربعین ارج نهیم .

امشب زمین و آسمان بلندترین جامه سیاه را برای عزای اربعین عزیزترین کس آسمان و زمین، به تن می کنند . شعری رو در صفحه ای که دیده بود می خواند و برایش از سیل آه اشکی نمانده بود:

در نای خشک مرثیه خوان نا  نمانده  است

طفلی برای زینب کبری نمانده است

باید به جای حافظ و سعدی، لهوف خواند

دیگر برای ما شب یلدا نمانده است. *

آری

 امید که دگر برای ظهورت یکی دو قدم بیش نمانده است

حاجت روا بکن ای دوست که دگر صبری نمانده است

موی سپید دیده ام و از جوانیم یکی دوسال بیش نمانده است  

شاید که برای رفتنم یکی دو نفس بیش نمانده است

آجرک الله بقیه الله


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام آذر 1392 توسط
مطلبي زيبا از وبلاگ عرشيان
یک ثانیه از عمر همین یک شب یلدا
باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم
ده قرن ز عمر پسر فاطمه (س) طی شد

یک شب نشد از هجر ظهورش بنشینیم...

سیاهی پیراهن عزای حسین بلندترین شب یلدای شیعیان است،

شب یلدا از قصه ی غصه های کربلا بگوییم...


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام آذر 1392 توسط

 

دشمنان امام حسین(ع)

فرستادن به ایمیل چاپ

در یکی از زیارت های امام حسین (ع) آمده است: «السلام عليك يا وارث آدم صفوة الله؛ السلام عليك يا وارث نوح نبي الله؛ السلام عليكم يا وارث ابراهيم خليل الله ؛ السلام عليك يا وارث موسي كليم الله ؛ السلام عليك يا وارث عيسي روح الله؛ السلام عليك يا وارث محمد حبيب الله». هدف اين زيارت، حركت و پويايي بخشيدن به عاشورا، خارج کردن اين واقعه از انزوا و مخالفت با جدا ساختن آن از گذشته

و آينده است، زيرا همه خطر در اين است كه عاشورا و کربلا فقط بدل به يادبودهايي شود که تنها براي كتاب‌ها، سيره‌نويسي و يا ذكر آن براي اجر و ثواب اخروي به کار برده شود. بيم آن مي‌رود كه اين حادثه از ظرف زماني خود فراتر نرود و مقتل حسين عليه السلام و يارانش در همان سال 61 مدفون شود؛ حسيني بود، كشته شد و همه چيز پايان يافت.

 

براي اينکه‌ اين واقعه محقق نشود و كار امام حسين عليه السلام هدر نرود، پاره‌اي از فقرات اين زيارت، پيوندي ميان شهادت سيدالشهداء و ستيز هميشگي حق و باطل برقرار ساخته است؛ ستيزي كه از نخستين حركت انسان براي اصلاح و جهاد تا رسيدن به زندگي آزاد، با كرامت و رهايي از ستم و ستمگران ادامه دارد.

دشمنان امام حسين عليه السلام

يكي از دوستان انديشمند ما مي‌گويد: دشمنان حسين بن علي عليه السلام سه گروه‌اند:

دشمن نخست: كساني‌اند كه حسين عليه السلام و يارانش را كشتند. آنها ستمكار بودند، اما اثر ستمشان ناچيز بود؛ زيرا تنها جسم را كشتند؛ اجساد را پاره پاره کردند؛ چادرها را به آتش كشيدند و اموال را به غارت بردند. آنها چيزهاي محدودي را از ميان بردند. اگر امام حسين عليه السلام در سال 61 به شهادت نمي‌رسيد، در سال ديگري از دنيا مي‌رفت. آنان با کشتن حسين عليه السلام چه چيزي را محقق ساختند؟ بايد گفت که آنان با کشتن حسين عليه السلام ، او را جاودانه و هميشگي کردند. بنابراين خطر دشمن اول، محدود بود.

دشمن دوم؛ كساني‌اند كه كوشيدند آثار امام حسين عليه السلام را پاك سازند؛ بنابراين قبرش را از ميان بردند، زميني را كه در آن به خاك سپرده شده بود، به آتش كشيدند و يا مانند خليفه عباسي، حرم را به آب بستند.

اينان مانع عزاداري براي حضرت سيدالشهداء عليه السلام شدند؛ چنان‌كه در عصر عثماني اين‌گونه بود. دوران تاريكي بود؛ هنگامي كه عزاداران، مجلسي بر پا مي‌داشتند، مراقبيني را به منظور با خبرسازي از رسيدن عمال عثماني مي‌گماردند تا عزاداران بتوانند پراكنده شوند. هم اينان زيارت حسين عليه السلام را منع كردند و براي كساني كه مي‌خواستند قبر امام حسين عليه السلام را زيارت کنند، سختي‌هاي بسيار ‌آفريدند. اين‌ها، گروه دوم از دشمنان حسين عليه السلام بودند؛ کساني که مي‌خواستند اسم و ياد اباعبدالله عليه السلام فراموش شود و آرامگاه و عزاداري بر او از ميان برود. خطر اين گروه بيش از گروه اول بود؛ اما در اجراي برنامه‌هايشان، ناتوان ماندند؛ چنان‌كه اين مسأله در تاريخ روشن شد. ما امروز شاهد گسترش زماني و مکاني عزاداري‌هاي امام حسين عليه السلام هستيم. امروز دست كم، بيش از صد ميليون نفر در عزاداري‌هاي امام حسين عليه السلام شركت مي‌كنند؛ نه تنها در جهان اسلام، بلكه در آفريقا، اروپا، آمريكا و در هر كشوري که دوستداران حسين عليه السلام زندگي مي‌كنند، مجالس حسيني برپا مي‌شود. بنابراين اگر چه گروه دوم دشمنان حسين عليه السلام ، پر خطرتر و ستمكارتر از گروه نخست هستند؛ اما در كارشان ناكام ماندند و خطر اين‌ها از گروه سوم كمتر است.

دشمن سوم: کساني اندک هستند که مي‌خواهند چهره امام حسين عليه السلام را مخدوش کنند؛ واقعه كربلا را در سالگردها و عزاداري‌ها نگه دارند و آن را در گريه، اندوه و ناله منحصر كنند. ما بر حسين بن علي عليه السلام بسيار مي‌گرييم، اما هرگز در گريه متوقف نمي‌شويم. مويه ما براي نو كردن اندوه‌‌ها، كينه‌‌ها و ميل به انتقام و خشم بر باطل است.چرا به خاک افکنده شدن امام حسين عليه السلام را ياد مي‌كنيم و آن را در مقاتل مي‌‌خوانيم؟ ماجرا را صحنه به صحنه مي‌‌خوانيم تا واقعيت را پيش رو آوريم، خطر ستم‌پيشگان و سنگدلي‌شان را دريابيم و همچنين ابعاد فداكاري و قدرت آن را بفهميم. پس ما تنها به شيون بسنده نمي‌كنيم و حسين عليه السلام را تنها شهيد اشك‌ها نمي‌دانيم؛ برآنيم كه تكليف ما فقط با عزاداري به انجام نمي‌رسد. اگر در تاريخ نبرد حق و باطل، واقعه کربلا را از جمود خارج سازيم و آن را به گذشته پيوند دهيم، به طور طبيعي حادثه به آينده هم پيوند مي‌خورد چنان‌كه مي‌گوييم حسين عليه السلام ، وارث آدم، نوح، موسي و عيسي عليه السلام است و امام صادق، باقر و رضا عليه السلام ميراث‌دار او هستند در حقيقت هر كسي كه با باطل مي‌ستيزد و همه توان و حيات خود را در راه دفاع از حق تقديم مي‌كند، ميراث‌دار اوست.

حق و باطل هميشه با هم در ستيز بوده‌اند؛ اين مسأله، سنت خداوند در خلقتش است. آدمي خير و شر را مي‌شناسد؛ چنان‌كه در قرآن آمده است:«فألهمها فجورها و تقواها؛1 سپس بدي‌ها و پرهيزگاري‌ها را به او الهام کرد». خداوند سبحان است كه به من آموخت، الهام كرد، روح در من دميد و مرا آفريد. من خير و شر را در مي‌يابم و توانا بر خير و شر هستم: «انّا هديناه السبيل اما شاكراً و اما كفورا؛2 راه را به او نشان داديم، يا سپاسگزار باشد يا ناسپاس». اين سنت خداوند است كه در هستي، هم امكان انجام دادن خير هست و هم شر. ما راه خير را، چشم‌بسته و بدون آگاهي از شر، نمي‌پيماييم. آدمي در هر موقعيتي كه قرار مي‌گيرد، خودش را در برابر دو گزينه، مختار مي‌بيند؛ چيزي هست كه او را به خير مي‌خواند و چيزي ديگر، كه او را به شر دعوت مي‌کند. او در هر موقعيتي خود را آزادانه در نبردي مي‌بيند، كه مي‌تواند خير را برگزيند و يا در چاه شر سقوط کند. اما اگر خير را برگزيند، كامل مي‌شود؛ زيرا اين گزينش پس از ستيزي ويران‌گر و دروني بوده است. انسان همچون زنبور نيست. زنبور، تنها مي‌تواند عسل بسازد. آدمي مثل حيوانات سودمند يا خورشيد نيست. آنها فقط توانايي کار خير دارند. اما آدمي هم توانايي انجام دادن کار خير دارد و هم شر. بنابراين سنّت خداوند در آفرينش، قرار دادن خير و شر در نفس انسان و عالم خارج است. وجود خير و شر، دو جبهه ابدي و ازلي را مي‌سازند. جدّمان، حضرت آدم عليه السلام ، برگزيدة خدا، جبهه اصلي را رهبري كرد. نبرد ميان هابيل و قابيل صورت پذيرفت. مي‌توان گفت اين ستيز، نبردي نمادين يا حقيقتي تاريخي است. فرقي نمي‌کند؛ آن چه مهم است بازتاب اين نبرد براي ماست. قرآن نيز نبرد هابيل و قابيل را بيان مي‌كند. در اين نبرد، جبهه كوچك خير، در برابر جبهه كوچك شر قرار گرفت. گستره اين نبرد، محدود بود و ميان دو برادر ـ كه از يك پدر و مادر بودند ـ رخ داد. قابيل، هابيل را کشت و در زير خاك، دفن کرد. پس از آن، نبرد آغاز شد تا از همان زمان، تجربه‌اي را تا ابد در برابر آدمي قرار دهد. پژوهشگران، منتقدان، فلاسفه، اقتصاددانان و پايه‌گذاران مكتب‌هاي اقتصادي قديم و جديد، اين نبرد را به شکل‌هاي گوناگون تفسير كرده‌اند؛ درباره آن نظرها داده‌‌اند و اثرهاي آن را برشمرده‌اند. آنان در اظهار نظرهاي خود بر حق هستند؛ زيرا هر کدام به نوعي اين نبرد را تعريف کرده‌اند. آنان در زماني زندگي مي‌کردند که ويژگي بارز نبرد، اختلاف طبقاتي بود. من شك ندارم كه اگر آنها در دوره ما زندگي مي‌كردند، به اين نبرد، ويژگي ديگري مي‌دادند؛ چرا كه اين نبرد، امروز از چارچوب طبقاتي خارج شده است. گاهي درون طبقات مختلف اجتماعي، گاهي ميان ملت‌ها؛ گاهي ... آنها آخرين نبردها را تعريف كردند، به آنها عموميت بخشيدند و گفتند همة تاريخ، از ابتدا تا انتها، نتيجه اين مبارزه و نبرد مي‌باشد. اما واقعيت اين است كه نبرد حقيقي ميان ستم‌پيشه و ستم‌ديده است؛ زيرا كه ستم، شكل‌هاي گوناگوني دارد. گاهي ظلم، حالت شخصي دارد؛ شوهري همسرش را مي‌زند، برادري برادرش را مي‌زند و يا شخصي به همسايه‌اش آزار مي‌رساند؛ اين نبردها شخصي است. گاهي ستم، ويژگي ديگري مي‌يابد. استعمار، ستمي سياسي است و استعمار‌گران به مردم ستم مي‌كنند؛ آزادي، سرزمين و وطنشان را غصب مي‌کنند. اين چيزها را گاهي به كمك سياست مي‌گيرند و گاهي با شمشير. اين نوع ستم، نبرد ميان ظالم و مظلوم را تصوير مي‌كند و استعمارگر و استعمار شده را.

 

گاهي نبرد، ويژگي اقتصادي مي‌يابد؛ استثمار كننده و استثمار شونده. گروهي با فريب، زور و ربا اموال ديگران را مي‌دزدند. ربا در قديم رواج داشت، چه پيش از اسلام، چه پس از اسلام و حتي امروز هم وجود دارد. گروهي با سوء استفاده از مال و امکاناتي که دارند، اموال و حاصل تلاش ديگران را تصاحب مي‌كنند. اين نوع ديگري از ستم است، نبرد ميان استثمار كننده و استثمار شونده.

گاهي نبرد با ويژگي فرهنگي و فكري، خود را مي‌نماياند. يكي از متفکران، اين ستم را «استحمار» ناميده است. استحمار يعني اين‌كه مي‌خواهند مردم را نادان نگه دارند تا مردم چيزي نفهمند. در اين‌جا نيز ستمكار، عقل، انديشه، آگاهي و احساس ستمديده را ناديده مي‌گيرد.در اين جا نيز نبرد پا برجاست.

قرآن كريم، همه انواع ستم را معرفي مي‌كند و همه ستمديدگان را با هم مي‌خواند: «وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ؛3 و ما بر آن هستيم که بر مستضعفانِ روي زمين نعمت دهيم و آنان را پيشوا و وارث قرار دهيم». استضعاف يعني گروهي، گروهي ديگر را ضعيف کند و دارايي و انديشه آنها را غصب نمايد. نگاه تاريخي قرآن كريم مي‌گويد: «در زمين، مردم دو گروه‌اند؛ يا ظالم‌ يا مستضعف». اين دو گروه در برابر هم قرار مي‌گيرند؛ ستم، فزوني مي‌يابد، ظالم، طغيان مي‌كند، چيره مي‌شود و سرانجام حكم مي‌راند. مستضعفين متفق مي‌شوند؛ توسل مي‌جويند؛ ناله و فرياد سر مي‌دهند و سرانجام خداوند براي آنان رهبر يا پيامبري، مي‌فرستد تا آنان را گرد هم آورد و رهبري كند. آنان نيز از مصالح خود در برابر ستمكار دفاع مي‌كنند. همه پيامبران هميشه در ميان تعداد زيادي مستضعف بودند. آنها در كنار مستضعفين مي‌ايستادند؛ نه به دليل کينه‌توزي نسبت به قدرتمندان، چرا که عقده‌اي در کار نيست؛ بلكه به دليل بيزاري از ظلم. آنان مي‌خواستند زورمداران و ستمکاران را از عرششان فرو کشند. مستضعفين در برابر استعمار، استثمار و استحمارِ ستمکار مي‌ايستند.

انواع سه‌گانه ستم، رهبراني دارد. اين رهبران، هميشه در تاريخ بوده‌اند و اكنون نيز هستند. اما ستم، سرانجام در برابر اكثريت مي‌شكند و ستم‌‌پيشه نيز خرد مي‌شود، سپس ستمكار، جامه نو بر تن مي‌كند؛ جامه انبيا و لباس دين. به دعوت جديدي فرا مي‌خواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر مي‌دهد. اعلام مي‌کند كه در كنار مستضعفين است. مستضعفين مي‌بينند ستم از درون خودشان پا گرفته است؛ غصب، استبداد، استعمار، استثمار و استحمار از درون خودشان است. در اين هنگام نبردي ديگر آغاز مي ‌شود. بدين گونه اين نبرد از اول تا آخر پاينده است. اين نبرد براي چيست؟ اين سنت خداوند است. اين نبرد هميشگي، براي اين است كه آدمي بتواند با اراده کامل خود از ميان خير و شر، يکي را انتخاب کند و اين گونه است که سلسله پاينده، با ستيز ميان ستمكار و ستمديده کامل مي‌گردد. از ميان اين سلسله نبرد آغاز شد: از آدم، برگزيده خدا؛ نوح عليه السلام ، پيامبر خدا؛ عيسي عليه السلام ، روح خدا؛ موسي عليه السلام ، هم‌سخن خدا تا محمد عليه السلام ، محبوب خدا و علي عليه السلام ، وليّ خدا.

از اين رو، واقعة كربلا يك نبرد جدا افتاده و پديده‌اي يگانه در تاريخ انسان نيست و با گذشته و آينده پيوند خورده است. البته حلقه‌اي ويژه است و به طور طبيعي با ديگر حلقه‌هاي تاريخ نبرد، تفاوت دارد. ما با اين يادها، عزاداري ها و برپايي مجالس سوگ مي‌كوشيم تا با اين واقعه‌ مانند اتفاقي جديد، زندگي كنيم. پدران، نياکان، رهبران و علماي ما نيز در اين راه تلاش کردند. به سخنان امام حسين عليه السلام گوش فرا مي‌دهيم: «الا ترون أن الحق لايعمل به و الباطل لايتناهي عنه؛4 آيا نمي‌بينيد به حق، عمل و از باطل، جلوگيري نمي‌شود؟» اين سخن در گوش عزاداران طنين مي‌افكند و انسان را وا مي‌دارد تا هوشيار باشد كه امروز در ميان اين نبرد هميشگي، چه بايد بكند. دو جبهه، روشن است و تا هنگامي كه دو جبهه، رهبران و پيروان خودش را دارد، ما بايد ببينيم در کجا ايستاده‌ايم؟ در كدام جبهه هستيم؟

سخنان و شعارها روشن‌اند. وقتي كه انسان معاصر درمي‌يابد كه نبرد امام حسين عليه السلام با گذشته و آينده پيوند دارد، درنگ نمي‌كند و در برابر دو جبهه مي‌ايستد تا صف خود را انتخاب کند. اگر بخواهيم هر دو جبهه را بشناسيم، بايد بدانيم هر كدام ويژگي‌هاي خودش را دارد. دقت خيلي زيادي نمي‌‌‌خواهد. ويژگي‌ها روشن است. آيا كسي هست كه شك كند اسرائيل ظالم است؟ اسرائيل، فلسطين را اشغال، مردم را آواره و بي‌گناهان را زنداني كرده است. به بهانة حمايت از خود، اشغال را ادامه مي‌دهد و فكر جهاني را با استعمار، استثمار و استحمار به بيراهه برده است. بنابراين ما مستضعفين هستيم. اسرائيل در جبهه يزيد است، جبهه باطل، جبهه ستم‌پيشگان؛ و ما در جبهه مستضعفين هستيم؛ جبهه حسين عليه السلام . ما چه بايد بكنيم؟ سيره حسين عليه السلام را مي‌خوانيم و مي‌بينيم كه او با خاندان، ياران، فرزندان و همه هستي خود به ميدان رفت. كساني هم كه با او همراه نگشتند، با اجباري مواجه نشدند؛ چرا كه حسين عليه السلام براي آنها چنين نوشت: «ألا و أن من خرج معي يقتل و من لم يخرج لن يبلغ النصر؛ بدانيد آنکه با من از مدينه خارج شود، کشته خواهد شد و آن کس که بماند، به پيروزي نخواهد رسيد».

ما اين رخدادها را در ايام عاشورا مي‌خوانيم. هدف چيست؟ مي‌خواهيم عاشورا را در جايگاه درست تاريخي خود قرار دهيم؛ زيرا كه اين واقعه در سلسله حلقه‌هاي متصل به هم جايي دارد. نبرد حق و باطل در کربلا به اوج خود رسيد، اما هم‌چنان ادامه دارد. پيش از حسين عليه السلام بود و پس از او هم خواهد بود. ما چيزي را از سلسله نبرد حق و باطل جدا نمي‌كنيم؛ چنان كه به حسين عليه السلام در نبردش با يزيد مي‌گوييم: «السلام عليك يا وارث آدم صفوة الله».

سختانی از امام موسی صدر

بر گرفته از سايت بنياد فرهنگي مهدي موعود


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیست و هشتم آذر 1392 توسط
 پند آفتابگردان
(ميثم آقايي)

گلي پژمرده و بي رمق، در حالي که زير سايه، لَم داده بود، رو به آفتابگردان کرد و گفت:

«عجب رشدي کرده‌اي! چه خوب بزرگ شده‌اي! چه خوب قد کشيده‌اي! خورشيد، هواي تو را دارد؛ اما اصلاً ما را حساب نمي‌کند و به ما نگاه هم نمي‌کند».

آفتابگردان نگاهي پر مهر به گل کرد و گفت: «اصلاً اين طور نيست. آفتاب به همه يک جور مي‌تابد و عدالت آفتاب، شهره است. منتها من از اول صبح که آفتاب مي‌خواهد در بيايد، رو به او مي‌کنم و تا غروب، رويم به اوست و در اين مدت، از نور او کمال بهره را مي‌برم؛ اما تو زير آن درخت تنومند راحت خوابيده‌اي و منتظري دستي از آستان غيب کمکت کند. تو خودت، رو به خورشيد نمي‌کني، وگرنه او کمکت مي‌کرد و تو هم رشد مي‌کردي. پس تقصير از جانب توست.»

دوستان عزيز!

سيد بن طاووس در مقدمه کتاب «لهوف» به فرزندش فرموده: «اينکه خداوند، عده‌اي را به عنوان دوست خودش انتخاب مي‌کند، به خاطر اين است که آنها لطف خداوند را قبول کرده‌اند، يا به عبارت ديگر، خودشان را در معرض لطف خداوند قرار داده‌اند. امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هم جانشين خداوند بر زمين هستند و مَثَل ايشان مَثَل خورشيد است؛ پس اگر کسي خودش را در معرض عنايات حضرت قرار دهد، مورد لطف و عنايت ايشان قرار مي‌گيرد.»

گر گدا کاهل بود، تقصير صاحب‌خانه چيست؟!



[مجله شماره 35 : - مقاله]


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر 1392 توسط

جاده/ اتوبان

تصور کنيد کارواني در سنگلاخ‌ها و دره‌ها و کويرهاي خشک و وحشتناک، سال‌هاي زيادي با زحمت حرکت کرده‌اند تا خودشان را به جادة وسيع و آسفالته اتوبان برسانند. آن‌وقت است که حرکتِ تازه و با سرعت آنها شروع مي‌شود.

اين جاده اتوبان را امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف براي انسان‌ها افتتاح خواهد کرد. بشر، زندگيِ تازة خود را در زمان ظهور شروع خواهد کرد و حرکت تاريخي او در آن زمان است که صورت خواهد گرفت. در آن وقت است که استعدادهاي انسان بروز خواهد يافت. دانشي که بشر تا امروز پيدا کرده، در مقابل استعدادهايي که خداوند در وجود بشر گذاشته، صفر است.

بنابراين نمي‌توان گفت که با آمدن آن حضرت، عمر بشر و زندگي او به پايان مي‌رسد و بايد منتظر صور اسرافيل بود. مگر ممکن است که بشر، چند هزار سال با زحمت فراوان زندگي کند، و تازه وقتي آن حضرت مي‌آيد و دنيا را پر از عدل و داد مي‌کند، دنيا تمام شود؟ هنگام ظهور حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف دنيا حيات تازه‌اي خواهد گرفت و با آمدن او، زندگي شرافتمندانه بشر و رشد و تعالي جوامع بشري تازه شروع خواهد شد.[2]

برگرفته از مجله امان ، منبع تمثيلات مهدوي ، آقاي يوسفيان

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر 1392 توسط

منتظر واقعی

فرض کنيد اعضاي خانواده مي‌خواهند به مهماني بروند. پدر زودتر از همه، لباس و کفش را مي‌پوشد، آماده مي‌شود، ماشين را روشن مي‌کند و سرکوچه، منتظر آمدن بچه‌هايش مي‌شود؛ اما در خانه، يکي از بچه‌ها دنبال کفشش مي‌گردد، ديگري دنبال جورابش و... در اينجا پدر آماده و منتظر آ‌مدن بچه‌هايي است که هنوز آماده نشده‌اند. امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف هم منتظر ماست، نه اينکه ما منتظر او باشيم؛ چون هميشه انسان آماده است که منتظرِ انسانِ غير آماده است.

برگرفته از مجله امان ، منبع تمثيلات مهدوي ، آقاي يوسفيان


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 توسط

خيلي مطالعه مي كرد . مي گفت : « عجب حالي ميده كتاب ! »

كنارش كه رسيدم ، يه نگاه بهم كرد و گفت : « جالبه ، يهودي ميگه : ماشيح ، مسيحي ميگه : مسيح ، زرتشتي ميگه : سوشيانس ، هندو هم ميگه : ويشنو » .

گفتم : « چي ميگي ؟ »

گفت : « ببين اينجا نوشته ، منجي موعود جهان ؛ در مذاهب ديگه به اين نام ها خوانده ميشه ؛

اما خودمونيم ، مهدي ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) ما عشقه ! » .

منبع : پيداترين ( محمد ميري )


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم آذر 1392 توسط

قدمت پياده روي اربعين به بلنداي تاريخ شيعه است و توانسته است در طول ساليان طولاني ضمن حفظ وحدت شيعه، عامل تحولاتي در تاريخ عراق و مسلمان نيز بشود.


سنت پياده‌روي روز اربعين حسيني بنا به اقوالي در زمان ائمه هدي علي رغم ظلم و جور و خفقان حكام وقت انجام مي‌شده است. در سال ۶۱ هجري عبدالله جابر انصاري از ياران پيامبر و علي (ع) نخستين كسي بوده كه اين كار را انجام داده است اما بنيان‌گذار اصلي اين حركت كه تاكنون دوام دارد كسي نيست جز شيخ انصاري.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم آذر 1392 توسط

متن شعر به طاها به یاسین

به طاها به یاسین به معراج احمد

به قدر و به کوثر به رضوان و طوبی
به وحی الهی به قرآن جاری
به تورات موسی و انجیل عیسی
بسی پادشاهی کنم در گدایی
چو باشم گدای گدایان زهرا (س)
چه شب ها که زهرا (س) دعا کرده تا ما
همه شیعه گردیم و بی تاب مولا
غلامی این خانواده دلیل و مراد خدا بوده از خلقت ما
مسیرت مشخص، امیرت مشخص، مکن دل دل ای دل بزن دل به دریا
که دنیا به خسران عقبا نیرزد
به دوری ز اولاد زهرا نیرزد.
و این زندگانی فانی جوانی
خوشی های امروز و اینجا
به افسوس بسیار فردا نیرزد 

اگر عاشقانه هوادار یاری
اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو میگذاری به پایش
یقینا یقینا خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟
چه اندازه در ندبه ها زاری یابی؟
به شانه کشیدی غم سینه اش را؟
و یا چون بقیه تو سربار یاری
اگر یک نفر را به او وصل کردی
برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟
چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست
اگر بی قراری بدان یار یاری
و پایان این بی قراری بهشت است
بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری 

نسیم کرامت وزیدن گرفته
و باران رحمت چکیدن گرفته
مبادا بدوزی نگاه دلت را
به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره بد شدیدا گرفته
خدایا به روی درخشان مهدی
به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش که دریای داغ است
به چشمان از غصه گریان مهدی
به لبهای گرم علی یا علی اش
به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش
به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش
به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه به خال سیاهش
به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش به جاه جلیلش
به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش
به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش
به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان
مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما بر این بنده بی سر و پا
مرا همدم و محرم و هم رکاب
سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یا مهدی یامهدی مددی


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه بیست و یکم آذر 1392 توسط

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا

﴿قرآن کریم -  سوره مبارکه احزاب - آبه 56﴾

مفهوم و کیفیت صلوات

در آیه 56 سوره احزاب آمده است که «خدا و فرشتگان بر پیامبرش درود و صلوات می فرستند.» اکنون این پرسش مطرح می شود که مفهوم صلوات خدا و فرشتگان چیست و کیفیت صلوات بر پیامبر(صلوات الله  علیه) چگونه است.
براساس روایاتی که شیعه و سنی به طور گسترده، به نقل آن پرداخته اند، کیفیت صلوات بر آن حضرت به دست می آید.
ابوحمزه ثمالی از کعب بن عجره حدیث می کند، آنگاه که آیه صلوات بر پیامبر نازل شد، گفتیم: یا رسول ا... ما می دانیم که چگونه بر شما سلام دهیم اما کیفیت صلوات بر شما چگونه است. حضرت فرمودند که بگویید: «اللهم صل علی محمد و علی آل محمد کما صلیت علی آل ابراهیم انک حمید مجید اللهم بارک علی محمد و علی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم انک حمید مجید.»

منبع : تفسیر منهج الصادقین، ج 7، ص 335/ سنن ابن ماجه ج1، ص 293

برجستگی «آل پیامبر» در این حدیث و حضور قطعی ایشان در کنار پیامبر(صلوات الله  علیه) به هنگام درود بر آن حضرت نشان از رفعت مقام آنان و حضور دائمی عترت در کنار سنت پیامبر(صلوات الله  علیه) دارد.
در اهمیت این حضور باید گفت، پیامبر صلواتی را که شامل آل و خاندان آن حضرت نباشد نکوهش کرده و از آن به صلوات «ابتر و ناقص» یاد کرده است. به عنوان مثال، ابن حجر هیثمی که از بزرگان اهل سنت است، روایت کرده که پیغمبر فرمود: «بر من درود ناتمام نفرستید.» گفتند: درود ناتمام چیست؟
فرمود: «اینکه بگویید اللهم صل علی محمد ناقص است پس بگویید اللهم صل علی محمد و آل محمد

منبع : تفسیر، 7 نمونه، ج 17، ص 319

در تفسیر «الدر المنثور، سیوطی هجده حدیث از پیامبر نقل شده که بر اساس آن «آل محمد» را به هنگام صلوات باید ذکر کرد.

منبع : تفسیرالمیزان، ج 16، ص 517

در روایتی دیگر، قبولی نماز مشروط به صلوات بر پیامبر و خاندان او معرفی شده و آمده است: «هر کس نماز بگزارد و در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد، نمازش قبول نیست.

منبع : الصواعق المحرقه، ص 147-146

 

برگرفته ازhttp://www.salavaat.com

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آذر 1392 توسط

رجعت پيامبران

همه پیامبران در عصر ظهور، رجعت ویژه دارند تا پیروزي و عزّت و شکوه دین خدا و به پایان رسیدن مظلومیت هاي اهل ایمان را که در همه تاریخ استمرار داشته است مشاهده نمایند. رجعت رسول خدا، ائمه اطهار و همه پیامبران علیهم السلام در عصر ظهورِ یگانه دوران حضرت مهدي علیه السلام اتفاق عظیم و حیرت آوري است که چهره زمین را عوض می کند. کنار هم قرار گرفتن همه فرستادگان معصوم خداوند از آدم تا خاتم با آن ادب و اخلاق الهی که هر یک از آنان را به الگوي مردم زمان خود و آیندگان مبدل ساخته بود و آنگاه حرکت هاي جهادي آنها در روي زمین وصف ناپذیر است. اللَّه اکبر به قدرت پروردگار عالم و این جلوه هاي بی نظیر الهی که رجعت کنندگان به دنیا و مردمان عصر ظهور با اعجاب به آن نظاره می کنند. امام باقرعلیه السلام فرمود:ما بَعَثَ اللَّهُ نَبیّاً مِنْ لَدُنْ آدمَ فَهَلُمَّ جَرّاً إلّا و یَرجِعُ إلَی الدنیا و یَنْصُرُ أمیرَالمؤمنینَ( تفسير القمی ج1 ص106 ) خداوند هیچ پیامبري را از آدم تاکنون نفرستاد مگر اینکه به دنیا باز می گردد و امیرالمؤمنین را یاري می دهد. جمیل بن درّاج یا جمیل بن صالح گوید: درباره این سخن خداي متعال» إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ همانا ما فرستادگان خود و کسانی که ایمان آوردند را در دنیا و آخرت یاري می کنیم » ( غافر 51 ) سؤال کردم و حضرت فرمود: ذلک واللَّهِ فِی الرَّجْعَۀِ، أما عَلِمْتَ أنَّ انبیاءَ کَثیرَةً لَمْ یُنْصَرُوا فی الدُّنیا و قُتِلوا، وَ الْأَئِمَّۀَ بَعْدَهُمْ قُتِلُوا وَ لَمْ یُنْصروا، ذلِک فی الرَّجْعَۀِ( تفسير القمی ج2 ص 258و259 ) به خدا سوگند این نصرت در عصر رجعت خواهد بود.

آیا نمی دانی که پیامبران زیادي در دنیا یاري نشدند و به قتل رسیدند و امامانِ پس از آنها نیز به قتل رسیدند و یاري نشدند؟ این یاري خداوند در عصر رجعت می باشد. این دو روایتی که نقل گردید از سند موثقی برخوردارند. روایت دیگري از امام صادق علیه السلام نقل شده است که می فرماید: خداوند هیچ پیامبري را بر نینگیخت و رسولی را نفرستاد مگر اینکه همه آنها را به دنیا بازمی گرداند تا در پیش روي علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین علیه السلام با دشمنان بجنگند ( مختصر بصائرالدرجات ص 26 ) احادیثی که نقل گردید اصل مسأله رجعت پیامبران را به اثبات می رسانند و مسائلی چون مبارزه با دشمنان خدا و جهاد در پیش روي امیرالمؤمنین علیه السلام و کسب نصرت الهی را بیان می کنند. امّا نکات ناگفته اي هم مانده است؛ نظیر اینکه آیا انبیاء در نظام حاکمیت جهانی حضرت مهدي علیه السلام هم شرکت دارند؟ آیا عمر آنها در عصر رجعت مانند عمر مؤمنان است که سی ماه به طول می انجامد یا تفاوت دارد و اساساً برنامه زندگی آنها در زمان رجعت چگونه است و آیا بازگشت آنها تدریجی است یا یکباره باز می گردند و مرگ آنها تدریجی است یا همه با هم دنیا را ترك می گویند؟ پاسخ این سؤالها و نظیر آنها بیان نشده و شاید اراده اي بر بیان آنها نبوده است؛ زیرا آنچه مهم است مسأله رجعت آنها و اهداف و آرمان هاي این بازگشت می باشد.


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم آذر 1392 توسط

صلوات یک شعار است!

صلوات فرستادن و دعای ما شیعیان برای حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فارغ از سایر دلایل و علل آن یک «شعار» است! نه اشتباه نکنید! مقصودم شعار به معنای عامیانه آن نیست که صدای طبلی توخالی باشد! بلکه منظور از شعار آن است که به عنوان یک نماد و سمبل شیعیان است. در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم. جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است! یعنی شیعه بودن و صلوات یک ارتباط تنگاتنگ نمادین و سمبلیک نیز فارغ از سایر علل را دارا می باشند!  

در روایات توصیه شده است که «صلوات بر پیامبر و اهل بیت او را بلند بفرستید» با بلند کردن صدا به همگان نشان می دهیم که ما چه کسانی را به عنوان رهبر و ولی و سرپرست قبول داریم. جالب تر آن است که در روایات اسلامی و شیعه صلوات با صدای بلند بر طرف کننده نفاق معرفی شده است!

دعا و صلوات یک وظیفه!

علاوه بر خاصیت نماد و شعار بودن صلوات بر پیامبر و اهل بیت طاهرین (علیهم السلام)، دعای فرج و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که امام زنده ی عصر ماست از جمله توصیه های موکد دینی می باشد. «خدایا برای ولیّت حضرت حجة بن الحسن که درود خدا بر او و خاندان پاکش باد، در این زمان و در همه ی زمان ها، ولی و حافظ و رهبر و یاور و دلیل و چشم باش تا آن زمانی که او را در زمنیت با اراده سکنی دهی و بهره مندی از او را طولانی گردانی.» از همان کودکی می آموزیم که دعای فرج بخوانیم! در مشکلات و سختی ها موقتی تازه یادمان می افتد که امامی هم داریم، برای سلامتی او و تعجیل در ظهورش نذر صلوات می کنیم! براستی چرا صلوات و دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این قدر مورد توصیه های بزرگان قرار دارد؟

خودت را دریاب!

امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واسطه ی فیض و رحمت الهی است. واسطه ای میان ما و خدا: و اتبغوا إلیه الوسیله همان وسائل قابل اطمینان و کاملی هستند که ما را به سوی خدا می برند. پس اگر برای سلامتی این واسطه دعا کنیم و صدقه دهیم در اصل خود را دریافته ایم! ارتباط مستحکم و قلبی ما با واسطه‌های فیض خدا سبب روشنی و جلای قلب های خود ماست و ما را بالا می برد. نزدیک شدن هر چه بیشتر به واسطه تلاش برای صعود به خود خداست! آن چنان که در جامعه ی کبیره می گوییم: «و جعل صلواتنا علیکم و ما خصّنا به من ولایتکم طیباً لخلقنا و طهارة لا نفسنا و تزکیة (برکة) لنا و کفّارة لذنوبناو خداوند متعال درود و صلوات ما را بر شما حکم گردانید و آنچه را که مخصوص ما از نعمت ولایت شما کرده برای نیکویی فطرت و خلقت ها و پاکی نفوس ما برای تزکیه و پاکیزگی روح ما از علائق دنیا و کفاره ی گناهان ما بود.

ما به واسطه ی صلوات و دعای سلامتی برای امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیکویی اخلاقی و طهارت نفس و تزکیه و برکت را نصیب خود می گردانیم و به این طریق کفاره ای برای گناهان خود در نزد پروردگار عالمیان حاضر می نماییم! ای مولای ما! زبان قاصر و قلم ناتوان است از آن که چگونه از خداوند متعال سپاسگزاری نماید که نعمتی چونان شما را به ما ارزانی داشت که حتی دعا برای سلامتی شما نیز منفعت و سودش به خود ما بر می گردد! به راستی او چه نیازی به دعا و صلوات ما دارد که ما محتاج وصل کردن خود به او هستیم. شاید این طور بتوانیم خود را در نزد خدا و ولی او شیرین کنیم!!

ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد                حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

براستی چرا صلوات و دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این قدر مورد توصیه های بزرگان قرار دارد؟ او که خود خداوند متعال عهده دار و ضامن حفظ سلامتی و ظهور اوست، چه نیازی به دعا و صلوات ما دارد؟!

امام پدر غمخوارها!

او که دغدغه اش هدایت خلق خداست، او که از طولانی شدن انتظار برای ظهور بیش از همه خودش دعا می کند، او که با زشتی های ما قلبش می شکند، او که ...

امام ماست که پدر مهربان و دلسوز ماست!

اگر این بار خواستی برای سلامتی و تعجیل در ظهور حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نذر صلوات کنی و یا در قنوت نمازت دعای سلامتی و فرج او را بخوانی، یادت نرود پدر غمخوار تو منتظرست تا با ظهورش، تو را از قید و بندهای دنیای فانی به سوی خدای باقی ببرد! زیرا او بهترین واسطه میان تو و خداست و مهربان ترین و دلسوزترین و با محبت ترین کس پس از خدا به توست!

برای تعجیل در ظهور و سلامتی حضرتش (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات.

ن. رادفر         

بخش مهدویت تبیان


منابع و مآخذ:

1- امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عصاره ی خلقت، آیت الله جوادی آملی

2- شرح دعای جامعه کبیره- آیت الله جوادی آملی

3- مفاتیح الجنان- شیخ عباس قمی- ترجمه الهی قمشه ای

4- سیری در سیره ی معصومین (علیه السلام)- شهید مطهری

5- پانزده گفتار- شهید مطهری


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم آذر 1392 توسط

خاصیت های صلوات

صلوات ، بهترين هديه از طرف خداوند براي انسان است .
صلوات ، تحفه اي از بهشت است .
صلوات ، روح را جلا مي دهد .
صلوات ، عطري است كه دهان انسان را خوشبو مي كند .
صلوات ، نوري در بهشت است .
صلوات ، نور پل صراط است .
صلوات ، شفيع انسان است .
صلوات ، ذكر الهي است .
صلوات ، موجب كمال نماز مي شود .
صلوات ، موجب كمال دعا و استجابت آن مي شود .
صلوات ، موجب تقرب انسان است .
صلوات ، رمز ديدن پيامبر در خواب است .
صلوات ، سپري در مقابل آتش جهنم است .
صلوات ، انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است .
صلوات ، جواز عبور انسان به بهشت است .
صلوات ، انسان را در سه عالم بيمه مي كند .
صلوات ، از جانب خداوند رحمت است و از سوي فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است
صلوات ، برترين عمل در روز قيامت است .
صلوات ، سنگين ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه مي شود .
صلوات ، محبوب ترين عمل است .
صلوات ، آتش جهنم را خاموش مي كند .
صلوات ، زينت نماز است .
صلوات ، گناهان را از بين مي برد .
صلوات ، فقر و نفاق را از بين مي برد .
صلوات ، بهترين داروي معنوي است .
چه خوب است كه انسان هميشه اهل صلوات ، باشد . چرا كه پيامبر نيز دائم الصلوات ، بوده است .
چه خوب است كه هميشه زبان انسان مشغول ذكر صلوات ، باشد و فضاي جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات ، نماييم .
با ذكر صلوات ، غم و اندوه و حزن را از خود دور كنيد .
با يك صلوات ، نوري در بهشت براي خود بيافرينيد .
با يك صلوات پاداش هفتاد و دو شهيد را براي خود ثبت نماييد .
با يك صلوات ده حسنه براي خود ثبت كنيد .


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه چهاردهم آذر 1392 توسط

هنگامه رجعت ائمه عليهم السلام

اگرچه زمان وقایع مهمی مانند قیامت، ظهور حضرت مهدي علیه السلام و رجعت به دنیا نامعلوم است، امّا ویژگی هاي ظرف زمانی آنها مورد اشاره روایات قرار گرفته اند و چنانکه  بیان گردید زمان رجعت، عصر ظهور است و ائمه علیهم السلام که از سران رجعت کنندگان اهل ایمان هستند نیز در همان عصر ظهور رجعت می کنند؛ زیرا دلیل معتبري وارد نشده است که رجعت آنها را از عموم روایاتی که رجعت را همزمان با عصر ظهور می دانند مستثني کند. شیخ طوسی در این باره می نویسد: یرجع نبیّنا و ائمتنا المعصومون فی زمان المهدي علیه السلام ( جواهر الفقه ص250 ) پیامبر و ائمه معصوم ما در زمان مهدي علیه السلام بازمی گردند. ما در بحث رجعت امام حسین و امیرالمؤمنین علیهما السلام روایاتی را نقل کردیم که به رجعت آنها در زمان ظهورحضرت مهدي علیه السلام اشاره داشتند. البته روایت دیگري هم داریم که به بیان رجعت همه آنها در کنار حضرت مهدي علیه السلام پرداخته و به ترتیب از مظلومیت هاي خود سخن گفته اند امّا به خاطر ضعف شدید سند آن، از نقل این روایت پرهیز می کنیم . امّا اینکه چهارده معصوم به ترتیب رجعت می کنند و یا یکی پس از دیگري به دنیا باز می گردند ما از آن آگاهی نداریم. سیّد عبداللَّه شبر می نویسد: کیفیۀ رجوعهم هل هو علی الترتیب او غیره فکل علمه الی اللَّه سبحانه و الی اولیائه ( حق اليقين ج2 ص35 ) چگونگی بازگشت آنها آیا به ترتیب است یا ترتیبی ندارد علم آن نزد خداوند و اولیاء اوست.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 توسط

رجعت ائمه عليهم السلام

رجعت دوازده امام شیعه از رجعت هاي ویژه است که شکوه خاصی به بازگشت مؤمنان در عصر ظهور می دهد. آنها می آیند تا ازمظلومیت هایی که بر آنها رفته است انتقام گرفته شود و خداوند شکوه و عزّت آنها را به دشمنانشان بنمایاند و طعم تلخ ذلت وعذاب را به آنان بچشاند. رجعت ائمه علیهم السلام علاوه بر بهره مندي از دلایل عامی که براي بازگشت مؤمنان خالص وجود دارد از دلایل خاصی هم برخوردار است.

1- روايتي است به سند صحيح از امام صادق (عليه السلام) که از سلمان فارسي نقل می کند :

قال: دخلت على رسول الله (صلي الله عليه و اله وسلم) فلمّا نظر إلي فقال (صلي الله عليه و اله وسلم): «يا سلمان! إن الله عزّوجلّ لن يبعث نبيا و لا رسولا إلا و له اثنا عشر نقيبا فاشتد بکائي و شوقي قلت يا رسول الله (صلي الله عليه و اله وسلم)‏ أ بعهد منک؟ فقال: اي و الذي بعثني و أرسلني لبعهد مني و بعلي و فاطمة و الحسن و الحسين و تسعة أئمة من ولد الحسين (عليه السلام) و بک و من هو منا و مظلوم فينا و کل من محض الإيمان محضا اي و الله يا سلمان. نحن تأويل هذه الآية { وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِي فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا يَحْذَرُونَ } قال سلمان فقمت من بين يدي رسول الله (صلي الله عليه و اله وسلم) و ما يبالی سلمان کيف لقي الموت أو لقاه » ؛(  بحار الانوار، ج 53، ص 142.) سلمان می گويد : روزي بر رسول خدا (صلي الله عليه و اله وسلم) وارد شدم ، وقتي آن حضرت مرا ديد، فرمود: «اي سلمان! قطعا خداوند تعالي هيچ پيامبري را مبعوث نکرده است، مگر اينکه براي او دوازده جانشين قرار داده است . »

بعد از آنکه پيامبر (صلي الله عليه و اله وسلم) درباره آفرينش خود و اهل بيتش و امامت آنها و ظهور حضرت مهدي، معارفي را بيان کرد، سلمان بعد از شنيدن حقايق اين معارف و داستان ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) می گويد :

« علاقه و اشتياقم آن قدر زياد شد که از خوشحالي اشک از چشمانم جاري گرديد، عرض کردم: «اي رسول خدا! آيا در آن زمان، شما هستيد؟» فرمود: «آري! به آن خدايي که مرا به رسالت مبعوث فرمود، هر آينه من، آن زمان خواهم بود و علي و فاطمه و حسن و حسين و نُه امام از فرزندان حسين و تو نيز خواهي بود و هر آن کس که از ما باشد و براي ما مظلوم واقع شده است و هر آن کس که ايمان کامل و محض داشته باشد. آري! به خدا سوگند‌اي سلمان! ما تأويل آيه شريفه «و نريد أن نمنّ» هستيم.» سلمان می گويد: «از محضر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و اله وسلم) برخاستم وعرض کردم: حالا چه باکي سلمان را که چگونه مرگ را ملاقات کند، يا اين که مرگ او را ملاقات نمايد . »

2- از ابو خالد کابلي از امام سجّاد (عليه السلام) نقل شده است که درباره قول خداوند : { إِنَّ الَّذي فَرَضَ عَلَيْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى‏ مَعاد } (سوره قصص:85.) فرمود:

يرجع اليکم نبيکم و امير المؤمنين و الائمّه « پيامبرتان و امير مؤمنان علي (عليه السلام) و امامان معصوم (عليهم السلام) به سوي شما باز می گردند.» (تفسير قمي، ج2، ص147.)

3- امام صادق علیه السلام می فرماید: لَیسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِکَرَّتِنا ( من لا يحضره الفقيه ج 3 ص458 ) از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد .

4- در زیارت جامعه کبیره آمده است: مُؤْمِنٌ بِإیابِکم، مُصدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ ( عيون اخبارالرضا عليه السلام ج1 ص307 ) به رجعت شما ایمان دارم و بازگشت شما را تصدیق می کنم. و در بخش دیگري از همین زیارت نامه آمده است: جَعَلَنِی مِمَّن... یَکِرُّ فی رَجْعَتِکُمْ. خداوند مرا از کسانی قرار دهد... که در رجعت شما به دنیا باز می گردند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه یازدهم آذر 1392 توسط

فرض کن حضرت مهدی(عج) به تو ظاهر گردد

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟

لقمه ات درخور او هست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت

داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران

می توان گفت تو را شیعه ی اثنی عشری؟


نوشته شده در تاريخ یکشنبه دهم آذر 1392 توسط

رجعت رسول خداصلی الله عليه وآله

یکی دیگر از رجعت هاي ویژه، رجعت رسول خداصلی الله علیه وآله است که به عصر رجعت، شکوه خاصی می بخشد. روایات معتبري در این باره وارد شده است که آنها را نقل می کنیم.  ابو خالد کابلي از امام سجّاد (عليه السلام) نقل كرده است که درباره قول خداوند : { إِنَّ الَّذي فَرَضَ عَلَيْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى‏ مَعاد } (سوره قصص:85.) فرمود: يرجع اليکم نبيکم و امير المؤمنين و الائمّه « پيامبرتان و امير مؤمنان علي (عليه السلام) و امامان معصوم (عليهم السلام) به سوي شما باز می گردند.» (تفسير قمي، ج2، ص147.).

بکير بن اعين نقل می کند که امام صادق (عليه السلام) می فرمايد: انّ رسول الله و اميرالمؤمنين سيرجعان ؛ همانا رسول خدا و امير مؤمنان باز می گردند.( مختصر بصائر الدرجات، ص24)

 عن سعد عن البرقي عن القاسم عن جده عن ابي عبد الله (عليه السلام) عن آبائه قال قال رسول الله « يَا عَلِي! أَنَا اوّل مَنْ يَنْفُضُ التُّرَابَ عَنْ رَأْسِهِ وَ أَنْتَ مَعِي ثُمَّ سَائِرُ الْخَلْق‏.» (بحار الانوار، ج65، ص45. ) اين مضمون، به دو سند ديگر هم نقل شده است. مراجعه شود به : (  امالي صدوق، ص561 ؛ تفسير فرات، ص265.)

 هنگامه رجعت رسول خداصلی الله عليه وآله

پس از اثبات رجعت رسول خداصلی الله علیه وآله با سه روایت معتبر، این سؤال پیش می آید که این واقعه مهم در چه مقطعی ازتاریخ آینده جهان اتفاق می افتد؟ بدون شک رجعت آن حضرت در عصر ظهور تحقق می یابد . امام باقر (عليه السلام) فرمودند : لَوْ قَدْ خَرَجَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ (عليه السلام) لَنَصَرَهُ اللَّهُ بِالْمَلَائِکَة أَوَّلُ مَنْ يَتْبَعُهُ مُحَمَّدٌ (صلي الله عليه و اله وسلم) وَ عَلِي (عليه السلام) الثَّانِي‏ ؛ (غيبة النعماني، ص239.).

 جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ الْحُسَيْنُ (عليه السلام) لِأَصْحَابِهِ قَبْلَ أَنْ يُقْتَلَ: ... فَأَکُونُ اوّل مَنْ يَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ فَأَخْرُجُ خَرْجَةً يُوَافِقُ ذَلِکَ خَرْجَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ قِيَامَ قَائِمِنَا وَ حَيَاةَ رَسُولِ اللَّهِ (صلي الله عليه و اله وسلم) ؛(. بحار الأنوار، ج 45 ص80؛ خرايج و جرائح، ج2، ص848.)

شیخ طوسی رحمه الله نیز ظرف زمانی رجعت آن حضرت را عصر ظهور دانسته و می نویسد: يرجع نبينا و ائمّتنا المعصومون في زمان المهدي مع جماعة من الأمم السّابقة و اللّاحقة ؛ پيامبر و امامان معصوم (عليه السلام) با گروهي از امّت گذشته و آينده، در زمان مهدي بازخواهند گشت. (جواهر الفقه، ص250.)


نوشته شده در تاريخ شنبه نهم آذر 1392 توسط

بازگشت اميرمؤمنان عليه السلام به دنيا

یکی از دو رجعتی که سرآمد همه رجعت هاست به شگفت انگیزترین انسان عالم یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام اختصاص دارد. او به دنیا باز می گردد تا آنچه را خداوند براي آن حضرت اراده کرده است به اجرا درآورد. روایات رجعت امیرالمؤمنین علیه السلام زیاد است و ما متناسب با مباحث مختلف، آنها را نقل خواهیم کرد.

تعداد رجعت هاي اميرمؤمنان عليه السلام

رجعت امیرالمؤمنین علیه السلام بیش از یک بار است چه اینکه خود فرمود: إِنَّ لِیَ الکَرَّةَ بَعْدَ الْکَرَّةِ وَ الرَّجْعَۀَ بَعْدَ الرَّجْعَۀِ و أَنا صاحِبُ الرَّجَعاتِ وَ الکَرَّاتِ(مختصر بصائرالدرجات ص33) من داراي رجعتِ پس از رجعت و بازگشتِ پس از بازگشت هستم؛ من رجعت ها و بازگشت ها دارم.

تکرار رجعت امیرالمؤمنین علیه السلام مانند اصل رجعت او از روشن ترین مسائل بحث رجعت اوست امّا تعداد آن معلوم نیست. برخی روایات به دو بار و برخی دیگر به سه بار اشاره کرده اند و از برخی روایات بیش از سه بار هم استفاده می شود. در امّت هاي گذشته هم کسی بوده است که بیش از یک بار رجعت کرده باشد و او ذوالقرنین است .


نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم آذر 1392 توسط

رجعت هاي ويژه

رجعت هاي ویژه رجعت هایی هستند که از اهداف و فعالیت هاي بیشتر و گسترده تري برخوردارند. چنین رجعت هایی به معصومین علیهم السلام مربوط می شوند و طرح جداگانه آنها هم به خاطر امتیاز این رجعت ها از یک سو و روشن تر شدن مطالب رجعت آنها و تفکیک معارف رجعت هاي عادي و ویژه از سوي دیگر است.

رجعت امام حسين عليه السلام

یکی از رجعت هاي ممتاز و پرحادثه، رجعت امام حسین علیه السلام است که در روایات فراوان و زیارت نامه هاي زیادي به آن اشاره شده است. امام صادق علیه السلام فرمود: أوّلُ مَنْ تَنْشَقُّ عنهُ الْاَرْضُ وَ یَرْجِعُ إلَی الدُّنیا، الحُسَیْنُ بْنُ علیٍ علیه السلام.(مختصرالبصائر ص24) اولین کسی که زمین بر او شکافته می شود و به دنیا باز می گردد حسین بن علی علیهما السلام است. و در حدیث دیگري درباره این سخن خداوند « يَوْمَ تَرْجُفُ الرّاجِفَۀُ * تَتْبَعُهَا الرّادِفَۀُ آن روز که لرزاننده بلرزاند و به دنبال آن، لرزه دگر آید.» (نازعات 6و7) فرمود: الراجِفۀُ حُسَینُ بنُ عَلیٍ و الرادِفۀُ علیُّ بنُ أبی طالبٍ علیه السلام. (تفسيرالفرات الكوفي ص537) راجفۀ حسین بن علی و رادفه علی بن ابی طالب علیه السلام است. و در زیارت روز عرفه امام حسین علیه السلام از قول امام صادق علیه السلام آمده است: إنّی بِکُم مُؤمنٌ وَ بِإیابِکُم مُوقِنٌ (مصباح المتهجد ص721) من به شما ایمان داشته و به بازگشتتان یقین دارم. همچنین در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام فرمود: أمري لَأمْرِکُم مُتَّبِعٌ و نُصرَتی لَکُم مُعَدَّةٌ حتّی یَأذِنَ اللَّهُ لَکُم(تهذيب الاحكام ج6ص114). پیرو شما هستم و یاري من براي شما آماده است تا آنکه خداوند به شما اجازه خروج دهد. و در زیارت نامه دیگري از آن حضرت که ابوحمزه ثمالی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است می خوانیم: و نُصْرَتی لَکُم مُعَدَّةٌ حتّی یَحْکُمَ اللَّهُ لِدینِهِ و یَبْعَثَکُم. (كامل الزيارات ص403) و یاري من براي شما آماده است تا خداوند براي دینش حکم کند و شما را برانگیزاند.

 


نوشته شده در تاريخ پنج شنبه هفتم آذر 1392 توسط

ظرف زماني رجعت، در کلام بزرگان

به نظر مي‌رسد علماي بزرگ شيعه از روايات فوق و ديگر روايات استفاده کرده و نظرات خود را ابراز کرده اند. مرحوم مفيد رجعت را از علايمي می داند که هنگام ظهور تحقّق می يابد:

إنّ الله تعالي يردّ قوماً من الأموات إلي الدّنيا في صورهم الّتي کانوا عليها، فيعزّ منهم فريقاً، و يذلّ فريقاً، و يديل المحقّين من المبطلين، و ألمظلومين منهم من الظّالمين، و ذلک عند قيام مهدي آل محمّد (عليه السلام). ؛ (أوائل المقالات، ص77.)

خداوند گروهي از مردگان را به همان صورت هايي که در گذشته بودند، به دنيا بازمی گرداند. پس گروهي را عزيز و دسته ديگر را ذليل می کند و اهل حق را بر اهل باطل، غلبه و نصرت داده و مظلومان را بر ظالمان و ستمگران پيروزي می بخشد. اين واقعه، هنگام ظهور مهدي آل محمد خواهد بود.

سيد مرتضي، علم الهدي می فرمايد:

اعلم، أنّ الّذي تذهب الشّيعة الإمامية إليه أن الله تعالي يعيد عند ظهور إمام الزّمان المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ؛ (رسائل المرتضي، ج1، ص125. )

مي بينيم سيد مرتضي نيز عصر رجعت را همان زمان ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) می داند.

قاضی ابن براج  می نويسد: يرجع نبينا و ائمّتنا المعصومون في زمان المهدي مع جماعة من الأمم السّابقة و اللّاحقة ؛ پيامبر و امامان معصوم (عليه السلام) با گروهي از امّت گذشته و آينده، در زمان مهدي بازخواهند گشت. (جواهر الفقه، ص250.)

مرحوم طبرسي می گويد:

أنّ الله تعالى سيعيد عند قيام المهدي قوما ممّن تقدم موتهم من أوليائه و شيعته ليفوزوا بثواب نصرته و معونته و يبتهجوا بظهور دولته و يعيد أيضا قوما من أعدائه لينتقم منهم و ينالوا بعض ما يستحقونه من العذاب في القتل على أيدي شيعته و الذّل و الخزي بما يشاهدون من علو کلمته ؛ (مجمع البيان، ج7، ص367.)

خداوند در زمان قيام حضرت مهدى (عليه السلام) گروهى از آنها که مرده‏اند، زنده مى‏کند. بعضى از رجعت کنندگان، از دوستان و شيعيان مهدى هستند که ثواب نصرت و کمک او نصيبشان مى‏شود و به دولت مهدى شاد مى‏شوند. بعضى ديگر، از دشمنانش هستند که براى گرفته شدن انتقام از ايشان برمی گردند، تا عذاب دنيا را بچشند و به دست شيعيان کشته شوند و از قدرت و شوکت حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشريف) احساس سرافکندگى و حقارت کنند.

مرحوم مظفّر می نويسد: إنّ الذّي تذهب إليه الإمامية أخذا بما جاء عن آل البيت (عليه السلام) إنّ الله تعالي يعيد قوما من الأموات إلي الدّنيا في صُوَرهم الّتي کانوا عليها، فيعزّ فريقا و يذلّ فريقا آخر، و يديل المحقّين من المبطلين، والمظلومين منهم من الظّالمين، و ذلک عند القيام مهدي آل محمّد و لا يرجع إلّا من عَلَت درجتُه في الإيمان، أو من بلغ الغاية من الفساد، ثم يصيرون بعد ذلک إلي الموت ؛ (عقائد الاماميه، ص294.)

همانا عقيده شيعه در رجعت، بر اساس پيروي از اهل بيت چنين آمده است که خداوند، عده اي از کساني را که در گذشته از دنيا رفته اند، به همان اندام و صورت پيشين زنده کرده و به دنيا بازمي گرداند و به برخي از آنان عزّت می دهد و بعضي را ذليل و خوار خواهد کرد و حقوق حق پرستان را از باطل پرستان می گيرد و داد ستمديدگان را از ستمگران می ستاند و اين رجعت، هنگام قيام مهدي آل محمّد (عليه السلام) به وجود می آيد. کساني به دنيا باز می گردند که از ايمان بالا برخوردار باشند، يا افرادي که در نهايت درجه فساد غوطه ور شده باشند و آن گاه دوباره می ميرند.

از مجموع نظرات دانشمندان ديني اين مطلب به دست می آيد که ظهور، ظرف زماني رجعت خواهد بود.

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه پنجم آذر 1392 توسط
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}